برگردان به زبان ساده
از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
مدتی در هند بود، آخر پریشان بازگشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلفهای او با آه و نالهای به حال خود بازگشت، مدتی در سرزمین هند بودم، اما بالاخره با حالتی پریشان و بیقرار بازگشتم.
از غضب هرگاه زد بر گوشه ی ابرو گره
آهم از نزدیک لب، اشکم ز مژگان بازگشت
هوش مصنوعی: وقتی از خشم، ابرویی به هم میزند، آه من میماند در گلو و اشکم به خاطر زیبایی چشمانش بر نمیگردد.
از غریبی، دولتی باشد، اگر سوی وطن
بار دیگر همچو عمر رفته بتوان بازگشت
هوش مصنوعی: اگر در دوری از وطن، کسی بتواند دوباره به آنجا برگردد، همچون عمری که از دست رفته است، آنگاه به او میتوان نام دولت داد.
همچو مجنون کو رود از کوی لیلی ناامید
دستم از دامان او سوی گریبان بازگشت
هوش مصنوعی: مثل مجنون که از کوی لیلی ناامید و دلسرد میشود، دستانم که به سوی او دراز شده بود دوباره به سمت گریبان خود برگشت.
جستجوی ماه نو نظاره ات بسیار کرد
سوی ابروی تو آخر همچو مژگان بازگشت
هوش مصنوعی: در جستجوی ماه نو، که نماد زیبایی و تازگی است، توجه من به طرف ابروهای تو جلب شد و در نهایت به زیبایی مژگانت بازگشتم.
من مقیم وصل و یاران رانده ی محفل سلیم
هرچه بر من خواستند آن بر حریفان بازگشت
هوش مصنوعی: من در جوار وصال و در کنار دوستان خودم هستم، در حالی که دیگران از محفل پاک و دوستان خوب دور افتادهاند. هر چیزی که در مورد من خواستند، به خودشان بازگشت و به من آسیبی نرساند.