برگردان به زبان ساده
چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشهٔ ما
به روی سنگ دود همچو آب شیشهٔ ما
هوش مصنوعی: وقتی که تیغ در دست ما نیست، از دشمن هراسی نداریم؛ همانند دودی که بر روی سنگ نشسته، ما هم به روشنی و زلالی آب شفافیم.
ز شور عشق بود هرکه باخبر، داند
که هست نالهٔ ما بانگ شیر بیشهٔ ما
هوش مصنوعی: هر کسی که از شور و شوق عشق آگاهی دارد، میداند که نالهها و فریادهای ما مانند صدای شیر در جنگل است.
ز فیض ابر بهاری ز بس تهیدستیم
سلام خشک فرستد به شاخ، ریشهٔ ما
هوش مصنوعی: به خاطر نعمت باران بهاری، به دلیل اینکه ما خیلی بینصیب و تهیدستیم، سلامی خشک و بیروح به شاخه و ریشهامان ارسال میشود.
نمانده قدر هنر، ورنه دادی از انصاف
زمانه چون مه نو، آب زر به تیشهٔ ما
هوش مصنوعی: هنر و ارزش آن در حال حاضر کمرنگ شده است؛ اگر چنین نبود، زمانه به ما مثل ماه نو، بهترین نعمتها را میداد و ما از آن بهرهمند میشدیم.
شراب بیلب معشوق زهر باشد، ازان
چو زهر خورده بود سبز، رنگ شیشهٔ ما
هوش مصنوعی: شرابی که بدون لب معشوق باشد، زهر به حساب میآید. با این حال، اگر از آن زهر نوشیده شود، رنگ شیشه ما سبز میشود.
چه گل سلیم تواند کسی ز ما چیدن؟
چو شمع میخورد از آتش آب، ریشهٔ ما
هوش مصنوعی: کسی از ما نمیتواند گلی زیبا و سالم بچیند، چرا که همچون شمعی که در آتش میسوزد و آب میشود، ریشه من از درون میسوزد و خشک میشود.