برگردان به زبان ساده
بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
ناوک او را مگر چون شمع، پیکان آتش است
هوش مصنوعی: زخمهای تیر او در دل و جان به مانند آتشی سوزان است. تیر او به قدری سوزان و تند است که همچون شعله شمع عمل میکند.
خاک را از اشک من پرخون بود دایم کنار
چرخ را از آه من در زیر دامان آتش است
هوش مصنوعی: زمینی که تحت تاثیر اشکهای من است، همیشه به خون آغشته است و زیر آسمان، آه من آنقدر سوزان است که همچون شعلههای آتش زیر دامن میسوزد.
از فروغ او به گرداب خطر افتاده است
کشتی آیینه از موم است و طوفان آتش است
هوش مصنوعی: کشتیای که در دریای خطر قرار دارد، به خاطر درخشش و زیبایی او در معرض آسیب است. این کشتی شبیه به آیینهای از موم است که در برابر طوفان و آتش ضعیف و آسیبپذیر به نظر میرسد.
برق آه از حال ما سازد بتان را باخبر
نامه ی آشفتگان همچون نگهبان آتش است
هوش مصنوعی: برق آه ما حالتمان را برای بتان روشن میکند، مانند این است که نامهای برای آشفتهحالان ارسال شود، که مانند نگهبان آتش عمل میکند.
از گلستان تو هر کس گل به دامن می برد
جای گل چون شمع ما را در گریبان آتش است
هوش مصنوعی: هر کسی از زیباییهای تو بهرهمند میشود و گلها را با خود میبرد، اما ما در دل خود شعلهای از عشق و درد داریم که مثل شمع میسوزد.
در جهان پنهان نماند هیچ کاری در لباس
عشق در تجرید همچون در بیابان آتش است
هوش مصنوعی: هیچ کاری در دنیا نمیتواند پنهان بماند، و عشق مانند آتش در بیابان، نمیتواند در خلوت و دور از چشم دیگران باقی بماند.
عاشقان را در بساط دل به غیر از آه نیست
این چنین باشد، در آتشخانه سامان آتش است
هوش مصنوعی: عاشقان در دل خود جز آه و ناله چیزی ندارند و این وضعیت به همین صورت است؛ در جایی که آتش روشن است، همواره چیزهایی برای سوختن و شعلهور شدن وجود دارد.
چون جوانی رفت، مگذر از می گلگون سلیم
باده در پیری چو در وقت زمستان آتش است
هوش مصنوعی: وقتی جوانی سپری شد، از نوشیدن می قرمز سلیم بگذرید، چون در دوران پیری همچون گرمای آتش در زمستان است.