برگردان به زبان ساده
کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
چون رکابش کی گذارم دامن زین را ز دست
هوش مصنوعی: کی میتوانم دیگر کنترل آن بت چینی را از دست بدهم؟ چگونه میتوانم دامن زین را از دستانش رها کنم؟
ای بهار عیش، می ریزد خزان از جلوه ات
چون حنا مگذار این رفتار رنگین را ز دست
هوش مصنوعی: ای بهار خوشگذرانی، مانند حنای که بر دست مینشیند، جلوهی زیبای تو باعث میشود که خزان و سوز سرما از زیباییات دور شود. خواهش میکنم این رفتار رنگارنگ و زیبا را از دست نده.
حال درویشی چه می پرسی که گردد بینوا
همچو طنبور افکند گر کاسه چوبین را ز دست
هوش مصنوعی: حال درویش را نپرس که چطور میتواند بیخبر از دنیا و همچون طنبور بیصدا و بیاثر شود، اگر کاسه چوبیاش از دستش بیفتد.
بس که از برق تجلی سوخت گلشن را ز حسن
بوی دود آید چو آتشباز، گلچین را ز دست
هوش مصنوعی: به خاطر درخشش زیبایی، گلستان به شدت آسیب دیده است و بوی دود همچون آتش بازی از آن به مشام میرسد و گلچین از دست رفته است.
می کند عیب و هنر شهرت ز غمازان سلیم
چون سخن داری، مده گوش سخنچین را ز دست
هوش مصنوعی: اگر کسی از هنر و عیوب تو سخن میگوید، به آن توجه نکن و حرف دیگران را از کسانی که در جستجوی حاشیه هستند، نشنو. به جای گوش دادن به حرفهای مردم، بر روی کار خود تمرکز کن.