برگردان به زبان ساده
مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
که می پرست نزد بر شراب، استغنا
هوش مصنوعی: مرا در نهان بزن ای کسی که همیشه خشمگین هستی، خود را بالاتر از من ندان و یاد بگیر که در کنار شراب دوستداشتنی، عشق را نیز باید پرستید.
دلی که در چمن محفل تو ره دارد
زند به باغ چو مرغ کباب استغنا
هوش مصنوعی: دل کسی که در چمن زار تو آزادی و جستوخیز دارد، مانند پرندهای است که در باغ پرواز کرده و از بینیازی لذت میبرد.
به خوان فقر بود هر که سیر چشم، زند
به قرص پنجه کش آفتاب استغنا
هوش مصنوعی: هر کسی که به نعمت و ثروت دست یافته، به خاطر فقر و نیاز دیگران نخواهد بود و این ناز و خودبینی مثل آفتاب، نشاندهنده بینیازی و خود اتکایی اوست.
خوشا دیار قناعت که می زنند اطفال
به شیر دایه، شب ماهتاب استغنا
هوش مصنوعی: دیاری که در آن قناعت حاکم باشد، جایی است که بچهها به آرامی با شیر دایه بزرگ میشوند و شبها زیر نور ماه آرامش دارند.
مکن تواضع اهل زمانه را تقصیر
که کرد خانه ی ما را خراب استغنا
هوش مصنوعی: تو نباید به تواضع و فروتنی دیگران در این زمان خرده بگیری، زیرا این خودخواهی و بینیازی ما بود که خانهامان را ویران کرد.
سلیم سوخت مرا تشنگی و بر لب جوی
زند چو موج، لب من به آب استغنا
هوش مصنوعی: تشنگی مرا به شدت عذاب میدهد و من در کنار جوی آب مانند موجی که میزند، لبم به آب نیازی ندارد.