برگردان به زبان ساده
دلم نگاه تو را سخت آشنا دیدهست
ولی نمانده به یادش که در کجا دیدهست
هوش مصنوعی: دل من به خوبی چهرهات را میشناسد، اما فراموش کردهام که چه زمانی یا کجا آن را دیدهام.
به چشم من چه عجب گر ز ناز ننشیند
غبار کوی تو چون سرمه چشمها دیدهست
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از غبار کوی تو در چشم من تعجب کرد، در حالی که این غبار مانند سرمهای است که چشمها آن را دیدهاند و با آن آشنا هستند؟
به من هر آنچه کند، پیش میتواند برد
جهان ز خون دلم دست در حنا دیدهست
هوش مصنوعی: هر چیزی که به من بکند، میتواند جهان را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا او با غم و درد من آشناست و به خوبی میداند که چه بر سر من میآید.
فغان ز تربیت آسمان که دانهی ما
به کشت پرورش از آب آسیا دیدهست
هوش مصنوعی: ای وای از تأثیر آسمان بر تربیت ما، که دانهای که هستیم در کشت و پرورش، در آب آسیاب به بار آمده است.
شکست توبهی زاهد ز شوق ابر بهار
چرا پیاله گذارد ز کف، هوا دیدهست؟
هوش مصنوعی: زاهد که دلش به شوق بارش ابرهای بهاری میتپد، چگونه میتواند پیالهاش را از دست بگذارد؟ دلش به سمت آرزوها کشیده شده و نمیتواند خود را کنترل کند.
ز چشم خویش سیاهی مزن به ما بسیار
که چشم خستهدلان تو چشمها دیدهست
هوش مصنوعی: به چشمانت اجازه نده که بیش از حد به ما آسیب بزنند، زیرا این چشمان دلهای خسته و پریشان را دیدهاند و از آنها رنج بردهاند.
سلیم خاک شد و فرش راه اوست هنوز
به حیرتم که چه زان شوخ بیوفا دیدهست
هوش مصنوعی: سلیم در خاک مدفون شده و هنوز هم زمین زیر پای اوست. در شگفتم که آن معشوق مغرور چه زیباییهایی را دیده که بر این حال افتاده است.