برگردان به زبان ساده
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلها
تماشا کن در او چون کاروان کعبه محملها
هوش مصنوعی: در حالتی که قلبها مانند کعبهای مقدس هستند، از لبانم سخنی نمیگویم. فقط به تماشای این احساسات و حالتی که مانند کاروانی به دور کعبه میگردند، بپردازید.
ز زهد و توبه در کار دلم صد عقده افتادهست
بیا ساقی مرا آزاد کن از قید مشکلها
هوش مصنوعی: از دیانت و خودسازی در دل من خیلی مشکلات و پیچیدگیها به وجود آمده است. بیا ای ساقی، مرا از این بندهای سختی که دارم آزاد کن.
بود سیب ذقن نقل می تحقیق، عارف را
بیابان حرم را بر سر چاه است منزلها
هوش مصنوعی: سیب ذقن به مانند یک نقل است که در دنیای حقیقت، عارف در بیابان وسط حرم ایستاده و منزلهای او همانند چاه هستند.
ز نی آموز در صحرا سماع بیخودی کردن
کمانچهوار باشی چند، کونجنبان محفلها؟
هوش مصنوعی: از نی یاد بگیر که چگونه در بیابان بیخودی را تجربه کنی. مگر میتوانی به مانند کمانچه، در مجالس به حرکت درآیی و مشغول رقص و سماع شوی؟
درین صحرا که بیش از دانه دهقان خفته در خاکش
به خود اندیشهای کن تا چه خواهد بود حاصلها
هوش مصنوعی: در این بیابان که بیشتر از دانههایی که کشاورز در خاک خوابیدهاند، به خودت فکر کن که نتیجه چه خواهد بود.
به دریایی که همچون نوح، من افکندهام لنگر
سفینه بر سر موجش بود تابوت ساحلها
هوش مصنوعی: به دریایی که مانند نوح، من لنگر کشتی را در روی موجهای آن انداختهام، تابوتی وجود دارد که به سواحل تعلق دارد.
قیاس مهر و کین هر کسی از خاطر خود کن
به هم چون دانههای سبحه راهی هست از دلها
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که هر فرد باید احساسات خود را در مورد عشق و نفرت، که ممکن است از تجربیات و تفکرات شخصیاش نشأت بگیرد، مقایسه و کنار هم بگذارد. همانطور که دانههای تسبیح به هم مرتبط هستند، میان دلها نیز رابطهای وجود دارد که میتواند بر اساس این احساسات شکل بگیرد.
سلیم امشب به یاد تربت حافظ قدحنوش است
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
هوش مصنوعی: سلیم امشب به یاد گور حافظ جام مینوشد، ای ساقی، لیوان را پر کن و به من بده.