برگردان به زبان ساده
خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
مراست شکوه خود از جور روزگار عبث
هوش مصنوعی: روز من به خاطر تو اشتباهی نکرده بود، اما برای شکایت از سختیهای زندگی، خودم را بیهوده ناراحت کردهام.
نداد وعده و من در رهش ز غایت شوق
تمام عمر نشستم در انتظار عبث
هوش مصنوعی: او به وعدهاش عمل نکرد و من به خاطر شدت اشتیاقی که داشتم، تمام عمرم را بینتیجه و به انتظار او گذراندم.
سوی تو صید خود آید اگر تو صیادی
متاز رخش خود ای نازنین سوار عبث
هوش مصنوعی: اگر تو واقعاً صیاد باشی، شکار تو به سوی تو خواهد آمد. پس بیجهت خود را خسته نکن و نگران نباش، ای عزیز و دلربا.
دلا تو قابل فتراک آن سوار نئی
مرو به صید گهش هر دم ای شکار عبث
هوش مصنوعی: ای دل، تو لایق آن سوار با شکوه نیستی که به دنبالش بروی و هر لحظه به شکار بیهودهاش مشغول باشی.
به این گمان که شود روزگار ما به تو خوش
به صرف عشق تو کردیم روزگار عبث
هوش مصنوعی: به این فکر که با عشق تو روزگار ما خوب خواهد شد، زمان بیفایدهای را صرف کردیم.
گذشتی از پی کار دگر بکلبه ی من
ز شوق وصل تو شد کار من ز کار عبث
هوش مصنوعی: تو به دنبال کارهای خودت رفتی، اما من به خاطر شوق وصل تو، تمام کارهایم بیفایده شده است و فقط به تو فکر میکنم.
ز جور مدعیان شد جدا ز یار (سحاب)
و گرنه یار نگردد جدا ز یار عبث
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم مدعیان، سحاب از محبوب خود جدا شده است و اگر نه، محبوب هرگز از محبوب خود جدا نمیشود. این جدایی بیدلیل است.