برگردان به زبان ساده
زاهل امتحان کس در میان نیست
که بر دست تو تیغ امتحان نیست
هوش مصنوعی: در میان افرادی که در امتحانها آزموده میشوند، هیچکس نیست که در دست تو، تکیهگاه و نشانهای برای سنجش وجود نداشته باشد.
جفای او به کام تست از آن دل
به فکر انتقام آسمان نیست
هوش مصنوعی: بیمحلی او برای تو میوهای است که از دل به فکر انتقام از آسمان نیست.
حباب آسا گشودم چشم و دیدم
که چیزی از وجودم در میان نیست
هوش مصنوعی: چشمهایم را باز کردم مانند حبابی که میترکد و متوجه شدم که هیچ چیزی از وجودم باقی نمانده است.
مگر دستار بر رطل گران داد
که شیخ شهر با ما سر گران نیست
هوش مصنوعی: آیا میشود که به خاطر یک چیز کمارزش، کسی که مقام و نفوذ دارد در مقابل ما سختگیر و منتقد باشد؟
چه باکش از هجوم دادخوهان
که اهل شکوه او را بر زبان نیست
هوش مصنوعی: او نگران حملهی کسانی نیست که از او درخواست عدالت دارند، زیرا او اهل شکایت و گلایه نیست و بر زبانش چنین سخنانی نمیآید.
گرفت آهم عنانش را که رخشش
زتک مانده است و دستی بر عنان نیست
هوش مصنوعی: آه من کنترلی بر خود ندارد، زیرا زیباییاش از یک ضربه آسیب دیده و هیچکس نیست که آن را مهار کند.
(سحاب) آن را به خون ریزی قرینی
بجز تیغ شه صاحبقران نیست
هوش مصنوعی: باران خونی جز از شمشیر شاه صاحبقران نمیبارد.
خدیو بحر و بر فتحعلی شاه
که چرخش جز غبار آستان نیست
هوش مصنوعی: شاه فتحعلی، که هم در دریا و هم در خشکی قدرت دارد، تنها چیزی که از او باقی مانده است، گرد و غباري است که از آستان او بر جای مانده است.