برگردان به زبان ساده
ز ناتوانی پیری اگر به جان آیی
برو به میکده یک چند تا جوان آیی
هوش مصنوعی: اگر از ناتوانی و پیری به زحمت در زندگی مواجه شدی، بهتر است به میکده بروی و مدتی را در کنار جوانان بگذرانی.
به بزم وصل من اغیار ره کجا یابد؟
اگر ز چشم فلک در برم نهان آیی
هوش مصنوعی: در محفل وصال من، دیگران چگونه میتوانند راهی پیدا کنند؟ اگر تو از نظر آسمان پنهان شوی و در آغوش من نیایی.
خبر ز حسرت من در زوال حسن رخش
شوی اگر به چمن موسم خزان آیی
هوش مصنوعی: اگر در فصل پاییز به باغ بیایی، از حسرت من بر زیبایی چهرهام باخبر خواهی شد.
تن ضعیف فرو مانده زیر بار دلم
ز بس که بر دلم ای بار غم گران آیی
هوش مصنوعی: بدن ناتوانم زیر فشار سنگین احساساتم خسته و درمانده است، چرا که بار غمهایت به شدت بر دلم سنگینی میکند.
چه شعلهها که مرا از زبان زبانه کشد
چو ای حدیث غم هجر بر زبان آیی
هوش مصنوعی: چقدر آتش در دلم وجود دارد که وقتی سخن از غم فاصله و جدایی به میان میآید، شعلهور میشود و به زبان میآید.
همیشه گویم اگر بینمت سپارم جان
مگر که بر سرم از بهر امتحان آیی
هوش مصنوعی: من همیشه میگویم که اگر تو را ببینم، جانم را فدای تو میکنم، مگر اینکه برای آزمایش به سراغ من بیایی.
همین نه سنگ بنالد ز نالهام شاید
اگر به پیش تو نالم تو در فغان آیی
هوش مصنوعی: اگر سنگ هم به نالههای من گوش فرادهد، ممکن است من در حضور تو شکایتی کنم که تو هم احساس ناراحتی کنی.
به عاشقان بت ناسازگار ما سازد
اگر تو بر سر سازش به آسمان آیی
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی بین ما و معشوق نازپروردهات توافقی برقرار کنی، او به عاشقان ما بیرحمی نخواهد کرد و حتی ممکن است به آسمان برسی.
سحاب رشک گهی بر غریق عشق بری
که خود به ساحل از این بحر بیکران آیی
هوش مصنوعی: باران عشق گاهی بر دریا میبارد، زیرا خودت از این دریا به ساحل میرسی.