برگردان به زبان ساده
ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس
مرغی کز آشیانه کند یاد در قفس
هوش مصنوعی: شادیای نداشته باش، از درد و اندوه شکارچی که مرغی در قفسش به یاد لانهاش میافتد.
صد ناله از غرور گلم بود در چمن
گر آهی از تغافل صیاد در قفس
هوش مصنوعی: در میان گلها، صدها ناله از افتخار من به گوش میرسد، و اگر صیاد در قفس بخواهد بیتوجهی کند، آهی از او شنیده خواهد شد.
مرغ حیاتم از قفس تن پرد ز شوق
چون بنگرد که طایری افتاد در قفس
هوش مصنوعی: جان من مانند پرندهای از قفس بدنم به شوق پرواز بال میگشاید، هنگامی که میبیند که پرندهای در قفس گرفتار شده است.
شکرانه ی فراغت کنج قفس گهی
نالم به حال طایر آزاد در قفس
هوش مصنوعی: شکرگزار زمانی باش که آزاد هستی، گاهی نیز برای پرندهای که در قفس اسیر است، ناله و غمگینی کن.
این است اگر وفای گل و رحم باغبان
هر طایری به موسم گل باد در قفس
هوش مصنوعی: این بیت به ارزش و اهمیت وفاداری گل و مهربانی باغبان اشاره دارد. هر پرندهای که در زمان شکوفایی گلها در قفس باشد، باید از این رفتار درس بگیرد و به آن احترام بگذارد. این مفهوم به ما میآموزد که در زمان زیبایی و شکوفایی، باید قدر محبت و وفا را دانست و آن را گرامی داشت.
اندیشه ای زبیم رهایی اگر بود
هرگز نداشتم دل ناشاد در قفس
هوش مصنوعی: اگر فکری برای رهایی از درد و رنج وجود داشت، هرگز دل غمگینی در این تنگنا احساس نمیکردم.
از رشک زاغ و غیرت گلچین مرا (سحاب)
یک عقده ای نبود که نگشاد در قفس
هوش مصنوعی: از حسادت زاغ و غیرت گلچین، هیچ راهی برای آزاد کردن من از این قفس وجود نداشت.