برگردان به زبان ساده
مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
جان رفته و نرفته غم او زجان هنوز
هوش مصنوعی: ما از شدت غم او مردیم و همچنان دلمان ناله میکند. جانمان رفته و هنوز غم او از وجودمان فاصله نگرفته است.
با آنکه خاک شد تنم از دست آسمان
دست جفاز من نکشد آسمان هنوز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه وجودم به خاک تبدیل شده و از بین رفته، هنوز دست آسمان مرا رها نکرده است.
دانی مگر که حسن تو زایل نشد ز خط
کز عاشقان خود گذری سر گران هنوز
هوش مصنوعی: آیا نمیدانی که زیبایی تو هنوز از خط و نشان عشق پاک نشده است؟ زیرا که عاشقان هنوز با عشق تو سر و کار دارند و به تو میاندیشند.
چندی اگر چه پیرو زاهد شدم زجهل
دارم امید عفو ز پیر مغان هنوز
هوش مصنوعی: هر چند مدتی است که دنبالهرو زاهدان شدهام و از جهالت خودم آگاه هستم، اما هنوز هم امیدوارم که از سوی پیران مغان مورد بخشش قرار گیرم.
عادت نگر که محفل وصل است و بزم عیش
جانم به ناله است و دلم در فغان هنوز
هوش مصنوعی: عادت کن که اینجا جمعی از استقلال و خوشی است، در حالی که جان من به خاطر نالهها متاثر است و دل من هنوز در حال شکایت و درد و رنج است.
شد عمر و شکوه ات به لب اما نگفته ام
از سر گذشت جور تو یک داستان هنوز
هوش مصنوعی: عمر و بزرگی تو به پایان رسیده، اما هنوز داستانی از درد و رنجهایی که کشیدم به خاطر تو نگفتهام.
اول به تیغ عشق تن من به خون تپید
ترکی نبسته تیغ جفا در میان هنوز
هوش مصنوعی: در ابتدا، عشق با شدت تمام وجود مرا تحت تأثیر قرار داد و قلبم را به تپش انداخت. هنوز زخمهای دردناک ناشی از بیمحبتی و خشونت در میان وجودم باقی مانده است.
آن روز گشت بلبل گلزار عشق دل
کز گل نبود نام و زبلبل نشان هنوز
هوش مصنوعی: در آن روز، بلبل در باغ عشق به سر میبرد، اما دلش از گل بیخبر بود و هنوز نشانهای از بلبل وجود نداشت.
دست تو چون بدامن آن گل رسد (سحاب)؟
ننهاده پا به گلشن او باغبان، هنوز
هوش مصنوعی: دست تو چه طور میتواند به آن گل برسد، در حالی که باغبان هنوز پا به گلستان او نگذاشته است؟