برگردان به زبان ساده
روزی که از سبو به قدح باده خواستند
اسباب زندگی همه آماده خواستند
هوش مصنوعی: روزی که از ظرف باده خواستند، تمام ابزارهای زندگی نیز مهیا شدند.
چون دل کسی به نقش و نگار جهان نیست
نقش جمال لاله رخان ساده خواستند
هوش مصنوعی: وقتی دل کسی به زیباییهای دنیا تعلق ندارد، تنها زیبایی چهرههای ساده و بیآلایش برای او مطلوب است.
دادند پیچ و تاب به گیسوی دلبران
دامی برای مردم آزاده خواستند
هوش مصنوعی: زلف و گیسوی دلبرها را با ناز و عشوه آراستهاند تا دلهای آزادگان را به دام بیندازند.
آن خرقه را که طالب تذویر بافتند
در قید دلق و سجه و سجاده خواستند
هوش مصنوعی: لباسی که جویندگان حقیقت بافتهاند، در دام آداب و رسوم و خودنماییها محبوس شده است.
از ما به کوی دوست که بیش از دو گام نیست
هر سو به اختلاف بسی جاده خواستند
هوش مصنوعی: به دوستانم میگویم که بین ما و کوی محبوب تنها فاصلهای کوتاه وجود دارد. اما در عوض، در هر سمت این مسیر کوتاه، راههای زیادی به سمتهای مختلف وجود دارد که باید انتخاب شوند.
دادند جلوه در پر پروانه شمع را
خاکسترش به باد فنا داده خواستند
هوش مصنوعی: شمعی که در برابر پروانه میدرخشد، از سرنوشت خود آگاه نیست و در نهایت، خاکسترش به باد میرود. این نشان میدهد که گاهی زیبایی و نور با خطرات بزرگی همراه است و سرانجام به فنا میانجامد.
بستند بر میان تیغ و (سحاب) را
بر خاک و خون چو صید شه افتاده خواستند
هوش مصنوعی: در میان تیغ و باران، همچون صید، شاه بر خاک و خون افتاده است و به او نزدیک میشوند.
خاقان دهر فتحعلی شه که انجمش
بهر نثار سبحه و سجاده خواستند
هوش مصنوعی: دوران خاقان دهر، فتحعلی شاه، به قدری با عظمت بود که ستارهها و آسمان نیز برای تقدیم سجاده و تسبیح به او مشتاق بودند.