برگردان به زبان ساده
هر غم که جدا از دل غمگین من آمد
مانند غریبی است که دور از وطن آمد
هوش مصنوعی: هر درد و رنجی که به دلم وارد میشود، مثل غریبهای است که از وطن و دیار خود دور افتاده باشد.
هر خار که در بادیه ی عشق تو سر زد
آبش همه از آبله ی پای من آمد
هوش مصنوعی: هر خاری که در راه عشق تو رویید، ریشهاش به درد و رنج من برمیگردد.
صد داغ بدلها بنهد روز قیامت
هر زخم که از تیغ تو زیب کفن آمد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هر زخمی که از تیغ تو به تن دیگران رسیده است، به جای صد داغ بر دل آنها، خود را نمایان میکند و در واقع هر یک از این زخمها به نوعی نشانهای از درد و رنجی است که بر جای گذاشتهای.
گر سحر نگاهش نبود کی رود از تن
هر جا که ز اعجاز لب او به تن آمد
هوش مصنوعی: اگر جادوی چشمانش نبود، چگونه میتوانست از هر جایی که با زیبایی لبهای او به وجود آمده، جدا شود؟
راز تو که از دل به زبانم نگذشته است
یارب ز چه افسانه به هر انجمن آمد
هوش مصنوعی: پروردگارا، راز دل من هرگز به زبان نيامده، پس چرا این داستان دربارهام در هر جمعی روایت میشود؟
شرمنده به هنگام سخن همچو (سحاب) است
در دور لبت هر که ز اهل سخن آمد
هوش مصنوعی: در هنگام صحبت کردن، شرم و حیا مانند بارانی است که از لبان تو به دور میریزد، و هر کسی که اهل گفتگو باشد، این حالت را میبیند.