برگردان به زبان ساده
سوی این زهد فروشان بگذر باری چند
سبحهای بدل ساز به زناری چند
هوش مصنوعی: به افرادی که خود را زاهد و دیندار نشان میدهند، ننگر و از آنها فاصله بگیر. کمی از زهد و تقوا را به زندگیات اضافه کن، اما فراموش نکن که خود را با دنیا و لذایذ آن نیز گره بزنی.
همچو گل سرزده از برگ گلش خاری چند
لیک خاری که بود غیرت گلزاری چند
هوش مصنوعی: مثل گلی که از میان برگهایش چند خار سر برآورده است، اما خارهایی که وجود دارند به خاطر غیرت و پیامدهای وجود گلزار هستند.
می کشیدیم یکی ناله ی مستانه اگر
بود گوش همه کس محرم اسراری چند
هوش مصنوعی: اگر صدای شاد و سرمستانهای میکشیدیم، این طور بود که همه میتوانستند گوش بدهند و هیچکس به رازهای نهفتهمان پی نمیبرد.
باغبانان گر از اینگونه جفاساز کنند
نگذارند به مار خنه ی دیواری چند
هوش مصنوعی: اگر باغبانان اینقدر بدی و ظلم کنند، دیگر اجازه نمیدهند که مارها به خانهای در دیوار راه پیدا کنند.
ما در اندیشه که از ما بود این سیر و سکون
غافلیم از اثر ثابت و سیاری چند
هوش مصنوعی: ما در فکر این هستیم که چه کسی باعث این حرکت و آرامش شده است، اما از تأثیر ثبات و تغییر چندان غافل هستیم.
نیست اندیشه ای از ناوک بیداد سپهر
سینه ای را که بود آه شررباری چند
هوش مصنوعی: هیچ ذهنیتی نمیتواند از تیر ظلم و فشار روزگار به دور باشد، هیچ دل و سینهای نیست که از زخم اندوه و درد بینصیب مانده باشد.
خلقی آسوده درین شهر و مرا هست (سحاب)
دل زاری و گرفتار دل آزاری چند
هوش مصنوعی: در این شهر، مردم زندگی راحت و بیدغدغهای دارند، اما من در دلتنگی و ناراحتی به سر میبرم و از رنجی که میکشم، احساس ناآسودگی میکنم.