برگردان به زبان ساده
سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
چه گونه این همه مشتاق آب حیوان بود
هوش مصنوعی: اگر سکندر از عشق و محبت معشوقش باخبر بود، پس چرا این همه عاشق و شیفته آب حیات شده است؟
نه وصل یار میسر شود مرا نه مرگ رقیب
یکی از این دو اگر بود کار آسان بود
هوش مصنوعی: نه میتوانم به وصال یار برسم و نه از رقیب خود راحت شوم. اگر یکی از این دو امکانپذیر بود، همه چیز خیلی سادهتر بود.
عجب مداراگر جای تست در دل من
که یوسفی تو و یوسف مقیم زندان بود
هوش مصنوعی: عجب صبری داری که در دل من جا داری، در حالی که تو مانند یوسف هستی و یوسف خود در زندان به سر میبرد.
چو او به حسن بود همچو ماه کنعان، کاش
به عشق طاقت من هم چو پیر کنعان بود
هوش مصنوعی: وقتی او به زیبایی مانند ماه کنعان است، ای کاش طاقت من در عشق هم مثل پیر کنعان بود و پایدار میماند.
تمام عمر به وصل تو می گذشت اگر
زمان وصل تو چون روزگار هجران بود
هوش مصنوعی: اگر دوران وصالت مثل دوران جدایی بود، تمام عمرم صرف وصالت میشد.
ز دوریت بودم چند بر گریبان دست
به این گناه که روزی تو را بدامان بود
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر دوریات از خودم غمگین هستم و به خاطر این احساس گناه میکنم که روزی به تو نیاز داشتم و در کنارم بودی.
چو خواست جان بستاند نخست از نگهی
زمن ربود دلی را که آفت جان بود
هوش مصنوعی: وقتی که خواست جانم را بگیرد، ابتدا با یک نگاه دلی را از من ربود که خود آفت و مایه درد جانم بود.
گذشتی ار به (سحاب) و ندیدیش چه عجب
که او به راه تو با خاک راه یکسان بود
هوش مصنوعی: اگر از کنار ابرها عبور کردی و آن را ندیدی، چه شگفتیست، چون او در مسیر تو با خاک یکسان بود.