برگردان به زبان ساده
هر زمان دامن به خون بیگناهی تر کند
چون رسد نوبت به من اندیشه از محشر کند
هوش مصنوعی: هر بار که کسی بیگناهی را به قتل میرساند، زمانی که نوبت به من برسد، به فکر عواقب و قیامت میافتم.
سالها کردیم بر کوی تو در سر خاکها
تا که در کوی تو دیگر خاک ما بر سر کند
هوش مصنوعی: سالها در راه تو تلاش کردیم و زحمات زیادی کشیدیم، اما اکنون میخواهیم که دیگران به یاد ما در این مسیر حرکت کنند و نام ما را در دل خود داشته باشند.
قوت یک آه دارد دل نمیداند کز آن
چارهٔ بیداد آن یا کینهٔ اختر کند
هوش مصنوعی: دل نمیداند که یک آه قوی چه تاثیر عمیقی دارد، و از آن نمیداند که آیا باید به جستجوی راهی برای رهایی از ظلم و ستم بپردازد یا کینه و حسد را از ستارهها بپذیرد.
دست هجران تواش در بر کند صد جامه چاک
هرکه روزی خلعت وصل ترا در بر کند
هوش مصنوعی: هر کس که روزی بتواند لباس وصال تو را بر تن کند، دست جدایی تو او را ناتوان خواهد کرد و صد چاک بر جامهاش خواهد انداخت.
پر بود چون ساغر من دایم از خون جگر
بعد مردن دگر کسی خاک مرا ساغر کند
هوش مصنوعی: ساغرم همیشه از خون دل پر بود و اکنون که مردهام، دیگر کسی نیست که خاک مرا در ساغر بریزد.
گاهی از وارستگی حرفی برای مصلحت
با رقیبان گویم و ترسم که او باور کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات برای اینکه با رقبایم کنار بیایم، از آزادی خاطر خودم سخن میگویم، اما نگرانم که آنها این حرفها را جدی بگیرند و باور کنند.
آتش غم صرصر هجرش کند با من (سحاب)
آنچه آتش با گیا صرصر به خاکستر کند
هوش مصنوعی: غم ناشی از جدایی او مانند آتش سرد و بی رحم، مرا به شدت میسوزاند، همانطور که آتش بر روی گیاهان تاثیر میگذارد و آنها را تبدیل به خاکستر میکند.