برگردان به زبان ساده
میل رفتن گر از آن گوشهٔ بامم باشد
لذت سنگ جفای تو حرامم باشد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از آن گوشهٔ بام بروم، اگرچه میل رفتن دارم، اما لذت درد و رنجی که از بیمحلی تو حاصل میشود برایم ممنوع خواهد بود.
کشتنی باشد و خون ریختنی تا امروز
دل خود کام ترا میل کدامم باشد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که باید فدای چیزی شوم و خون من ریخته شود، اما تا کنون دل خود را سیر نمیکنم و نمیدانم به چه چیزی علاقمندم.
خوش بود وصل تو بی مدعی ای ماه تمام
چه شود دگر شبی این عیش تمامم باشد
هوش مصنوعی: خوشحالم که به وصالت رسیدم ای ماه روشن، چه خوب میشود اگر دیگر شبی هم این لذت ادامه یابد.
گفتمش سر و قدت همچو قد سرو سهی است
گفت آنهم خجل از طرز خرامم باشد
هوش مصنوعی: به او گفتم که قامت و زیباییات شبیه به قامت درخت سرو است، اما او در پاسخ گفت که حتی این زیبایی هم به خاطر طرز راه رفتنم شرمنده است.
آشیانم خوش و صحن چمنم دلکش لیک
نه چو کنج قفس و حلقه ی دامم باشد
هوش مصنوعی: من در مکانی دلپذیر و زیبا زندگی میکنم و علاقهمندم، اما نمیخواهم مانند پرندهای در قفس یا در دام گرفتار شوم.
او در اندیشه ی منع نگه گاه بگاه
من مسکین طمع وصل مدامم باشد
هوش مصنوعی: او در فکر این است که مرا از دیدن خود محروم کند، اما من انسان مسکینی هستم که همیشه آرزوی وصال و نزدیکیش را در سر دارم.
گفت سر گشته چنین تا به که ئی همچو (سحاب)
گفتمش تا به کف عشق زمامم باشد
هوش مصنوعی: شخصی در حال گفتگو با کسی است و به او میگوید که همچون ابرها سرگردان است. در جواب، او هم تأکید میکند که در دست عشق قرار دارد و آن عشق است که مسیر و سرنوشت او را مشخص میکند.