برگردان به زبان ساده
نگیرد تا دلت در دل دری چند
بدل بگشا ز زخم خنجری چند
هوش مصنوعی: دل خود را در درد و رنج نگه ندار، بلکه باید زخمهای عاطفی و احساسی را باز کنی و به آنها رسیدگی کنی.
دلم دانی که در خیل بتان چیست
مسلمانی اسیر کافری چند
هوش مصنوعی: دل من میداند که در میان این همه معشوق، چه چیزی از مسلمان بودن باقی مانده است؛ وقتی که انسان در دام کافران گرفتار شده است.
ز بی مهری سیه دارند روزم
مهی چند از جفای اختری چند
هوش مصنوعی: روزهای من به خاطر بیمهری و سختیهایی که تجربه کردهام، مانند ماهی تاریک و بینور است و این وضعیت بر اثر رفتارهای ناپسند و سرنوشتم شکل گرفته است.
چنان ویران شد از غم خانه دل
که شهری از هجوم لشگری چند
هوش مصنوعی: دل به قدری از غم واندوه ویران شده که مانند شهری که مورد حمله چندین سرباز قرار گرفته، به شدت خراب و آسیبدیده است.
پرم آن روز بگشاید که از من
بدام او نباشد جز پری چند
هوش مصنوعی: آن روزی که از من جز چند پری باقی نمانده باشد، برایم خوشی به همراه خواهد داشت.
چنان ماند متاع دین که داری
(سحاب) از هر طرف غارتگری چند
هوش مصنوعی: متاع دین، مانند بارانی است که از هر سو مورد هجمه و تجاوز قرار میگیرد.