برگردان به زبان ساده
سرچشمهٔ عرفان بود الحق دل سودائی
میرست گل حکمت ز آب و گل سودائی
هوش مصنوعی: دل عاشق و شوریده، حقیقتاً، منبع علم و معرفت است. گل حکمت از وجود و هستی این دل پرشور، رشد میکند.
انوار سهیلی را شد نازم وزین عالم
تحصیل چنین نامی شد حاصل سودائی
هوش مصنوعی: نور و زیبایی ستارههای سهیل را میستایم و از اینکه در این دنیا به چنین نامی دست یافتهام، احساس شگفتی و خوشحالی میکنم.
حق خواست نماید طی این راه سعادت را
بر بختی همت بست خوش محمل سودائی
هوش مصنوعی: حق خواست که سعادت را در این راه نشان دهد و خوشبختی را به همت و تلاش بپیوندد، تا سودای خوش را در دل داشته باشد.
اینجا بدرستی زیست آنجا بود آسوده
پیدا بود از ماضی مستقبل سودائی
هوش مصنوعی: در اینجا به درستی زندگی میشود و در آنجا آسایش پیدا میشود. از گذشته و آینده هیچ غمی وجود ندارد.
افکند تن و جان کرد ایثار ره جانان
بد در ره وصل آری تن حایل سودائی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نکتهای عمیق و فلسفی اشاره دارد. او میگوید که برای رسیدن به معشوق و وصال او، باید از جسم و جان خود گذشت و خود را فدای عشق کرد. مسیر وصل به محبوب، نیازمند فداکاری و ایثار است و آدمی باید از موانع و حجابها عبور کند تا به آنچه که قلبش به آن longing دارد، دست یابد. عشق واقعی به معنای رهایی از قید و بندهای دنیوی است.
میخواست صغیر از وی تاریخ کند عنوان
چون رحمت یزدانی شد شامل سودائی
هوش مصنوعی: صغیر از او خواست که عنوانی تاریخی بسازد، اما همانطور که رحمتی از سوی خدا شامل حال او شد، دچار حسی از شیدایی و جنون گردید.
آورد ادیبی سر از جمع برون گفتا
شد مست لقای یار اینک دل سودائی
هوش مصنوعی: یک ادیب از جمع همنشینان بیرون آمد و گفت: حالا که از دیدار محبوبم مست شدهام، دیگر دلم به حال و روز خودش نمیرسد.