برگردان به زبان ساده
گفت درویشی شبانگه با مرید
خیز و رو از حجره بیرون ای سعید
هوش مصنوعی: در بیابان تاریک شب، درویشی به مرید گفت: "بلند شو و از اتاقت بیرون برو، ای سعید."
بارش ار میبارد از ابر مطیر
خار و خس از ناودانها بازگیر
هوش مصنوعی: اگر باران از ابر رحمت ببارد، حتی خار و علف نیز از ناودانها پایین میافتند و به زمین میرسند.
گربهئی ناگه ز در آمد درون
آن مریدک گفت هان ای ذوفنون
هوش مصنوعی: گربهای ناگه از در وارد شد و آن مریدک با اشاره گفت: "توجه کن ای با استعداد و ماهر!"
گربه گر بارید باران تر بدی
کی چو زاهد خشک پا تا سربدی
هوش مصنوعی: اگر گربهای زیر باران خیس شود، آیا مانند زاهدی که همیشه خشک و بیاحساس است، میشود؟
لحظهئی بگذشت گفتش ای فقیر
خیز و از همسایگان مقیاس گیر
هوش مصنوعی: لحظهای گذشت و گفت: ای فقیر، بلند شو و از همسایگانت مقداری بگیر.
کاورم کرباسهای خود بذرع
یابم آگاهی از آن در اصل و فرع
هوش مصنوعی: اگر در کارها و فعالیتهای خود تلاش کنم و به درستی عمل کنم، به تدریج به حقیقت و آگاهی از اصل و فرع آنها دست پیدا میکنم.
گفت دم گربه را خالی ز شک
من همی از ذرع دانم چار یک
هوش مصنوعی: گفتند دم گربه را بیدلیل دراز کردهای و من هم بر اساس تجربهام چهار برابر را میدانم.
خیز و دم گربه را مقیاس کن
ذرع زین مقیاس آن کرباس کن
هوش مصنوعی: بیدار شو و اندازه دم گربه را بگیر، بر اساس این اندازه کرباس (پارچه) بباف.
لحظهٔ دیگر بگفت از همجوار
سنگ میزانگیر و در نزد من آر
هوش مصنوعی: در لحظهای دیگر، او دربارهی همسایهای که سنگی برای اندازهگیری دارد صحبت کرد و از من خواست که آن را به نزد او بیاورم.
تا بسنجم پنبههای رشته را
کار کرد مدت بگذشته را
هوش مصنوعی: مدتی گذشته است تا بتوانم کارهای انجام شده را ارزیابی کنم.
گفت من این گربه را سنجیدهام
بارها هم سنگ سنگش دیدهام
هوش مصنوعی: گفت که من این گربه را به دقت بررسی کردهام و بارها با چیزهای مختلفی که هموزن او بودهاند، مقایسه کردهام.
رشته را با گربه در میزان نهیم
تا تمیز وزن این از آن دهیم
هوش مصنوعی: ما رشته را با گربه در ترازوی خاصی قرار میدهیم تا بتوانیم وزن آنها را به درستی مقایسه کنیم و مشخص کنیم که کدام یک سنگینتر است.
لحظهٔ دیگر بگفتش ای جوان
سفرهٔ نان را بیاور در میان
هوش مصنوعی: لحظهای بعد به جوان گفت: سفره نان را بیاور وسط.
بیسخن بر جست از جا چون سپند
سفره بینان یافت گشت از غم نژند
هوش مصنوعی: او بیخبر و بیکلام از مکان خود دور شد، مانند سپند که در سفرهای بینان پیدا شد و از غم و اندوه دچار افسردگی گشت.
گفت نان ما فقیران را که برد
پیر گفتش نیز آن را گربه خورد
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی صحبت از اینکه نان فقیران از بین رفته است، میکند و سپس شخص دیگری توضیح میدهد که این نان را گربه خورده است. به نوعی نشاندهنده کماهمیتی نان فقیران و عدم مراقبت از آن است.
ای نکرده خدمت و نابرده رنج
رایگان آخر چه داری چشم گنج
هوش مصنوعی: اگر به کسی خدماتی نکردهای و بدون تلاش به چیزی نرسیدهای، در نهایت چه چیزی میخواهی به دست بیاوری؟
پیر عقلت هرچه گفت از کاملی
در ادای آن تو کردی کاهلی
هوش مصنوعی: هر چه که پیر خردمند گفت، تو با کاهلی و سستی نتوانستی به خوبی آن را انجام دهی.
نور چشم و قدرت بست و گشود
در تو نانی بود کاندر سفره بود
هوش مصنوعی: چشمت روشنی و قدرتی است که در درون تو نانی وجود دارد که بر سر سفره قرار دارد.
کاهلی شد گربه و نان تو خورد
کار کن بیکار کس مزدی نبرد
هوش مصنوعی: گربه تنبل شد و نان تو را خورد، پس تو هم کار کن؛ چرا که بیکاران مزد و پاداشی نمیگیرند.
در عمل باری صغیر آنقدر کوش
که مراتب گربه گردد بهرموش
هوش مصنوعی: در زندگی، به اندازهای تلاش کن که اگر یک موش را هدف قرار دادهای، به اندازهای قوی و سریع شوی که به آن دست یابی.