برگردان به زبان ساده
آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
که چو من بستهٔ آنزلف شکن در شکن است
هوش مصنوعی: کسی که از آشفتگی و غم من باخبر است، همانند من در دام موهای پریشان و پیچیدهای گرفتار است.
بار افکند به زلفش دلم از بهر غریب
هرکجا شب بسر دست درآید وطن است
هوش مصنوعی: خود را به زلف معشوق سپردم و دلم برای دوری و غریب بودنم تنگ است. هر جا که شب باشد و دستم به آن زلف برسد، برای من همانند وطن است.
ندهم تاری از آن طره اگر بخشندم
هر قدر مشگ که در کشور چین و ختن است
هوش مصنوعی: اگر بخواهند، حتی یک تار از آن موی زیبا را هم به کسی نخواهم داد، هرچقدر هم که عطرش مانند عطر مشک در چین و ختن باشد.
دهن اوست بسی تنگتر از غنچه ولی
تنگتر از دهن او دل خونین من است
هوش مصنوعی: دهان او به اندازهای کوچک است که نمیتواند شگفتیهای دل من را به خوبی بیان کند، هرچند که دل من از او بیشتر در آتش غم و اندوه میسوزد.
بهوای رخ معشوق و بیاد رخ گل
روز و شب زمزمه کار من و مرغ چمن است
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهره محبوبم و به یاد زیبایی گل، روز و شب مشغول زدن آواز و نغمهسرایی مثل پرندهای در دشت هستم.
صحبت از کوه کن و قصه ز شیرین مکنید
دور دور من و آن خسرو شیرین دهن است
هوش مصنوعی: صحبت از کوه و داستان شیرین را فراموش کنید، زیرا من و آن خسرو که زبانش شیرین است، موضوع دیگری هستیم.
دیدنش غم برد از دل که بود غبغب او
آب و خط سبزه و رخ معنی وجه حسن است
هوش مصنوعی: دیدن او باعث شد که غمها از دلم برود، زیرا چهرهاش با غبغب و رنگ سبز و زیباییاش مظهر واقعی جذابیت و زیبایی است.
سخنی گفت بگوش دل من پیر مغان
که دو عالم همه تفسیر بر آن یک سخن است
هوش مصنوعی: پیر مغان سخنی به دل من گفت که تمام دو دنیا تنها معنای آن یک سخن را تفسیر میکنند.
هر کسی را بکسی چشمام ید است و صغیر
بندهٔ عاطفت شیر خدا بوالحسن است
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی به کسی وابسته است و عشق و محبت او را در زندگیاش دارد، اما من به محبت و عاطفهی علی، شیر خدا، وابستهام.