برگردان به زبان ساده
هزاران شکر کین پاکیزه دیوان
رسید از عون ذوالطولم بپایان
هوش مصنوعی: این بیت از شاعر نشان میدهد که او از رسیدن یک اثر زیبا و ارزشمند که نتیجهی تلاش و کوشش یک فرد خاص است، بسیار خوشحال و سپاسگزار است. او به اهمیت و پاکیزگی این اثر اشاره کرده و از تلاش و همکاری شخصی به نام عون ذوالطولم برای به ثمر رسیدن آن قدردانی میکند.
ز حق میخواستم عمر و عنایت
که این منظومه آید بر نهایت
هوش مصنوعی: من از خدا عمر و لطف خواستم تا این شعر به پایان برسد.
تفصل کرد و توفیق بیان داد
حیات و صحت و رزق و امان داد
هوش مصنوعی: حیات، سلامتی، روزی و امنیت را در اختیار ما قرار داد و ما را قادر ساخت تا در مورد آنها صحبت کنیم.
بدینسان دفتری تا با نکاتش
بپایان آوردم در وصف ذاتش
هوش مصنوعی: به این ترتیب، دفتری نوشتم که با نکات و موضوعاتش توانستم توصیف او را به پایان برسانم.
نیاید گرچه ذاتش در ثنایی
به (لااحصی) ستودش مصطفائی
هوش مصنوعی: اگرچه وصف او در ستایش بینهایت است، اما حتی اگر نتوانم تمام ویژگیهای او را بیان کنم، باز هم او شایسته ستایش و تحسین است.
کجا خاکی تواند کرد ادراک
ثنای آنکه ریزد طرح افلاک
هوش مصنوعی: کجا میتواند خاکی مثل من بفهمد ستایش کسی را که طرح آسمانها را میریزد؟
ثنای ممکن از واجب سپاس است
مر او را تا که ادراک و حواس است
هوش مصنوعی: ستایش ممکن از واجب به خاطر شناخت و احساساتی است که داریم، تا زمانی که ادراک و حواسمان برقرار است.
سپاس او کنم هر دم هزاران
بنعمتهای بیش از برگ و باران
هوش مصنوعی: هر لحظه شکرگزار او هستم به خاطر نعمتهایی که از هزاران برگ و باران بیشتر است.
نمایم اندکی زان تا شماره
بباید عمر و ایامی دوباره
هوش مصنوعی: میخواهم کمی از آنچه هست را نشان دهم تا بتوانم عمر و روزهایم را دوباره شمارش کنم.
گشایم تا نظر بر رحمت اوست
بچشمم هر چه آید نعمت اوست
هوش مصنوعی: میخواهم چشمانم را به رحمت او باز کنم زیرا هر چیزی که به من برسد، نعمت اوست.
یکی زان جمله توفیق بیانست
بجان زین نعمتم بی امتنانست
هوش مصنوعی: یکی از این همه نعمتی که دارم، به راستی بیانگر توفیق و موفقیت است و من از این نعمت با زحمت و بدون توقع بهرهمند شدهام.
بیانی خاصه کان باشد بتوحید
بدینسان حق کند بر بنده تایید
هوش مصنوعی: تحولی خاص در توحید به وجود میآید، به طوری که خداوند به این شکل به بندگانش تأیید و کمک میکند.
صفی نگذاشت باقی در و گوهر
برون از بحر معنی ریخت یکسر
هوش مصنوعی: صفی هیچ چیزی از گوهر و سنگ قیمتی باقی نگذاشت و همه آن را از دریا معنایی به بیرون ریخت.
در این دفتر مراعات قوافی
نشد کان بود با مطلب منافی
هوش مصنوعی: در این دفتر، رعایت قافیهها به درستی انجام نشده است و این موضوع با محتوای شعر تناقض دارد.
چه بد مقصود تحقیق معانی
نه شعر و شاعری و نکته دانی
هوش مصنوعی: تحقیق در معانی و مفاهیم، هدف بدی است و این کار به شعر و شاعری و نکتهسنجی ارتباطی ندارد.
تو دانی ایکه ذکر تست کارم
ز عجز و افتقار وانکسارم
هوش مصنوعی: تو میدانی که یاد تو، کار من را از ناتوانی و نیازمندی و فروتنی پر کرده است.
از آنم ناتوان تر کز مذلت
کنم اظهار عجز و فقر و ذلت
هوش مصنوعی: من از کسانی هستم که به خاطر خواری و ذلت، نمیتوانم عجز و بینوایی خود را به نمایش بگذارم.
چه جای آنکه با صد بینوائی
در آیم در مقام خودنمائی
هوش مصنوعی: بجای اینکه در موقعیت خودنمایی قرار بگیرم، بهتر است با صدای ناله و گدایی بیایم.
توتلقین هر چه کردی گفتم آنرا
نجنبانم بمیل خود زبانرا
هوش مصنوعی: هر چه به من آموختی، به همان شکل گفتم و نمیخواهم به میل خودم زبانم را تغییر دهم.
کیم من تا ز خود جنبد زبانم
تو جنبانندهئی من ناتوانم
هوش مصنوعی: هر چه من بخواهم صحبت کنم، این تو هستی که به من الهام میدهی و من بیقابلیت هستم.
نه انسان ناتوانی کو بنادر
بجنبانیدن موئیست قادر
هوش مصنوعی: هیچ انسانی نیست که نتواند حتی قدمی کوچک در تغییر و حرکت بزند. همه ما توانایی انجام کارهای بزرگ را داریم، هرچند که ممکن است در ابتدا اینگونه به نظر نرسد.
زبان من بجنبش چون قلم بود
اسیر دست کاتب در رقم بود
هوش مصنوعی: زبان من مانند قلمی است که در دست نویسنده به حرکت درمیآید و تحت فرمان او عمل میکند.
قلم پس گر خطا رفت او ز مقصود
کند صاحب قلم اصلاح آن زود
هوش مصنوعی: اگر قلم در نوشتن خطا کرد، نویسنده باید سریعاً آن را تصحیح کند تا به هدف مورد نظرش برسد.
بهر طوری که خواهی میدهی سیر
بهر حال امر ما کن ختم بر خیر
هوش مصنوعی: هر طور که میخواهی، عمل کن و ما را به سوی نتیجهای خوب هدایت کن.
ز مولی بر دعا شد عبد مأمور
وگر نه بنده را هست از ادب دور
هوش مصنوعی: بنده به دلیل احترام و ادب، موظف به دعا و نیایش است، و اگر این وظیفه نبود، چنین احترامی برای او لازم نمیآمد.
چه حق است اولی و آخر بلاغیر
نگردد ختم امری جز که بر خیر
هوش مصنوعی: هیچ امری جز در نیکی و خیر به پایان نمیرسد و در عالم وجود، برای هر چیزی آغاز و پایانی وجود دارد که بر اساس حکمت و نیکی شکل گرفته است.
نباشد باطن و ظاهر بجز او
هو الاول هوالآخر هوالهو
هوش مصنوعی: همه چیز در عالم هستی، نه درونی و نه بیرونی، جز او نیست. او آغاز همه چیز است و همچنین پایان آن. او حقیقت واحد و بیهمتاست.