برگردان به زبان ساده
شنو باز ازنکاخی کوست ساری
ز حیث اصطلاح اندر ذراری
هوش مصنوعی: باز هم از کسی بشنو که در دنیای اصطلاحات، مانند درختی سرسبز و پرثمر است.
شد آن ار رتبه حبی عبارت
که شد در «کنت کنز» از وی اشارت
هوش مصنوعی: در اینجا به یک مقام بلند و ویژه اشاره میشود که از طریق یک نشانه یا علامت نمایان شده است، همانند آنچه که در عبارت «کنت کنز» به آن پرداخته شده است.
ز حبی کو عیان بر ذات خود داشت
بنای جلوه در مرآت خود داشت
هوش مصنوعی: کسی که عشق و محبت را به وضوح در وجود خود دارد، در تلاش است که زیباییهای عشق را به نمایش بگذارد.
خود از «احببت أن أعرف» عیانست
که عنوان ظهورش ازنهانست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خود معنای «دوست دارم که بدانم» به وضوح نشان میدهد که ظهور آن از درون پنهانی به وجود آمده است. در واقع، این بیان به ارتباط عمیق بین شناخت و درک درونی اشاره دارد.
عیان زان حب ذاتی از خفا شد
بیان «احببت أن اعرف» بجا شد
هوش مصنوعی: عشق واقعی و درونی، بهگونهای واضح و روشن در دل نمایان شد و از درون نهان به بیرون آمد. احساس کردهام که دوست دارم چیزهایی را بشناسم.
خود این معنی اگر فهمی عبارت
ز سبق ذاتی آمد استعارت
هوش مصنوعی: اگر توانستهای این معنا را درک کنی، به این معنی است که خودِ این مفهوم از ذات و طبیعت اولیهاش نشأت میگیرد و بهطور غیرمستقیم به آن اشاره شده است.
از آن وصلت بود بین خفایش
دگر بین ظهور و جلوههایش
هوش مصنوعی: از آن پیوند، ویژگیهای پنهان و آشکار او را مشاهده کن.
خود این وصلت نکاحی گشت ساری
بتفصیلات در کل ذراری
هوش مصنوعی: این پیوندی که برقرار شد، به تدریج به جزئیات پیچیدهای منجر شد که در نهایت اتفاقات مختلفی را به همراه داشت.
چو وحدت مقتضی شد کز کمونش
بحبی سازد اظهار شئونش
هوش مصنوعی: وقتی که اتحاد و یگانگی لازم شود، از عمق وجودش، صفات و ویژگیهایش را به نمایش میگذارد.
بر تبت ساریاندر کثرت آمد
و زان اندر ذراری وصلت آمد
هوش مصنوعی: بر زمینهای وسیعاند و در کثرت وجود دارند، و از آنجا به جزئیات و روابط نزدیکتر میرسند.
اشارت «کنت کنز» از وحدت اوست
هم «اعرف» در ذراری وصلت اوست
هوش مصنوعی: اشاره به اینکه خداوند در اصل خود گنجینهای از واحدیت است و نیز اینکه معرفت و شناخت حقیقت او در عمق ارتباط و وصالی که با او وجود دارد، نهفته است.
تو گو اجمالی کلی یافت تفصیل
و زان وصلت مراتب یافت تکمیل
هوش مصنوعی: اگر به صورت خلاصه بیان کنیم، تو در ابتدا یک مفهوم کلی را فهمیدی، ولی با جزئیات بیشتر، مراحل مختلفی را شناسایی کردی و از این طریق به کمال رسیدی.
بحیثی کز ظهور اتصالی
ز خود یک شیئی را نگذاشت خالی
هوش مصنوعی: بنا بر این که از ظهور خود، هیچ شیئی را خالی نذاشته است.
نخستین وصلت از غیب هویت
بود اندر مقام واحدیت
هوش مصنوعی: در آغاز، پیوندی که به وجود آمد، ناشی از وجودی مجرد و یکتاست که در مرتبهای بالاتر از همه تجلیات قرار دارد.
وزاو اندر مراتب گشت جاری
هویت این بود در جمله ساری
هوش مصنوعی: او در مراحل مختلف، حقیقت را جاری میسازد و این حقیقت در تمامی آنها در حال حرکت است.
بهر جائی بنوعی یافت صورت
ز وحدت حافظ او بر شمل کثرت
هوش مصنوعی: در هر جایی به نوعی میتوان چهرهای از وحدت را دید، حتی در دنیای متنوع و پر از اختلافات.
بنسبت جمله در اسماء و اکوان
بود وضع نکاح ساری اینسان
هوش مصنوعی: نسبت به تمام نامها و موجودات، قرارداد ازدواج به همین شکل برقرار است.
بهم باشند یعنی جمله مربوط
بهم دارند حب و وصل مضبوط
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که همه چیزهایی که با هم ارتباط دارند، در عشق و ارتباط، به گونهای محکم و استوار هستند.
زمین و آسمان همچو دو دلبر
چنین دارند وصلی نیز در خور
هوش مصنوعی: زمین و آسمان مانند دو معشوق به هم پیوند خوردهاند و این پیوند شایسته این محبت است.
بهر معنی کنی فرض این مسلم
بود در کل موجودات عالم
هوش مصنوعی: به خاطر هر معنایی که به وجود آوردهای، باید بدانیم که این اصل در تمام موجودات جهان معتبر است.
بدور این زمین گردد سموات
چو عاشق دو ریارش در مقامات
هوش مصنوعی: در اطراف این زمین، آسمانها مانند عاشقی که دور محبوبش میچرخد، در حال حرکت هستند.
زمین هم فعل او را سخت قابل
خلایق ز امتزاج این دو حاصل
هوش مصنوعی: زمین به شدت توانایی انجام کارهای او را دارد و این به خاطر ترکیب و همآمیزی این دو حالت است که به وجود آمده است.
توان از سیر افلاک و عناصر
نمود اشیاءء کلی را تصور
هوش مصنوعی: توانایی درک و تصور اشیاء کلی از طریق شناخت حرکت کرات آسمانی و عناصر طبیعی را داراست.
ز شیئیت نتیجه باز در کون
بجزئی شد هویدا لون در لون
هوش مصنوعی: از وجود و هستی، نتیجهای در شکل به وضوح نمایان شد، مانند رنگی که در رنگ دیگر پیداست.
چنین دان جمله موجودات عالم
ز جزء و کل و فوق و تحت فافهم
هوش مصنوعی: تمام موجودات در جهان را بهگونهای درک کن که اجزای آنها با یکدیگر و نیز ارتباط آنها با کل و جایگاهشان در بالا و پایین را بفهمی.