برگردان به زبان ساده
یکی هیچ اندرین سیر و جهادت
ز اخلاص علی نامد بیادت
هوش مصنوعی: در این مسیر و تلاش، هیچ چیز به یادتم نمیآید جز اخلاص و صداقت علی (ع).
جواب سائلی شایسته فمرود
باو بیندانشی گفت این خطا بود
هوش مصنوعی: جواب کسی که سوالی میکند، باید مناسب و درست باشد. اما او به خاطر ناآگاهی خود، این پاسخ نادرست را شنید و فهمید که این اشتباه است.
ز بهر آنکه از مردم خسارت
بر او ناید بپاداش جسارت
هوش مصنوعی: برای این که به او از سوی مردم آسیب نرسد، باید به خاطر جسارتی که انجام داده است، جبران کند.
دگر از بهر آن کورا بحالی
نباشد افتضاح و انفعالی
هوش مصنوعی: دیگر برای آن کوری حالتی وجود ندارد که باعث خجالت و ناراحتی شود.
فتوت کرد و گفتش راست گفتی
حق این بود آنچه حق میخواست گفتی
هوش مصنوعی: او با جوانمردی رفتار کرد و به او گفت: "تو حقیقت را گفتی، حق همین بود که به درستی بیان کردی."
بظاهر نفی خویش و مدح او کرد
خلاف نفس و ترک آرزو کرد
هوش مصنوعی: ظاهراً خود را نادیده گرفته و به ستایش او پرداخته است؛ در حالی که برخلاف خواستههای درونی خود، از آرزوها گذشت.
بدست نفس کی هرگز عنان داد
خیوسویش فکند آن یک امان داد
هوش مصنوعی: نفس انسان همواره بر او تسلط دارد و کنترل او را از دستش میگیرد؛ همانطور که در نهایت، سرنوشت او را به سوی خود میکشاند.
اگر مردی امان ده نی خجالت
تفقد کن نه اظهار اصالت
هوش مصنوعی: اگر مردی هستی، نیکوست که به دیگران امان بدهی؛ از خجالت نکش و سعی کن به افراد نزدیکتر شوی، نه اینکه فقط بر موقعیت و اعتبار خود تأکید کنی.
که من از خاندان عز و شأنم
کریم و دلنواز و مهربانم
هوش مصنوعی: من از خانوادهای با عزت و مقام آمدهام و آدمی کریم، دلپذیر و مهربان هستم.
بیمراث از علی دارم فتوت
ز مردان یادگارم در مروت
هوش مصنوعی: من از علی هیچ میراثی ندارم، اما از مردان بزرگ درس جوانمردی و مروت را آموختهام.
علی گر جود بر درویش میکرد
نه بهر حظ نفس خویش میکرد
هوش مصنوعی: اگر علی به درویش سخاوت میکرد، این کار را نه به خاطر منافع خودش انجام میداد.
اگر خوشنود از خود در عطا بود
کجا از حق سزایش هل اتی بود
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر بخشش و خوبیهایش از خود راضی باشد، پس چرا باید از خداوند انتظار پاداشی در روز قیامت داشته باشد؟
خود آن مردان که صاحب سیر بودند
بخلقان رهنمای خیر بودند
هوش مصنوعی: آن کسانی که در سیر و سلوک معنوی به کمال رسیدهاند، به دیگران هم راهنماییهای خوبی برای نیکویی و خیر میکنند.
بخق ایثارشان بود از فنائی
نه از خود بینی و عجب و ریائی
هوش مصنوعی: ایثار و فداکاری آنها ناشی از ناپدید شدن خودشان است، نه از خودپسندی، کبر و ریاکاری.
بود حکم شریعت جود و ایثار
دگر حکم طریقت ترک پندار
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در شریعت (دین) راه و روش بخشش و فداکاری وجود دارد، اما در طریقت (سیر و سلوک معنوی) چیزی که اهمیت دارد، رها کردن اندیشهها و تصورات است.
از آن نفس تو راضی بر سخا شد
که فرعونی از آن بذل و عطا شد
هوش مصنوعی: خوشحالی من از این است که نفس تو باعث شده سخاوت مثل فرعون در من بروز کند و generosity بیشتری داشته باشم.
نشاطی آیدش زان بذل و اکرام
چو اظهار خدائی باشدش کام
هوش مصنوعی: هرگاه شخصی از بذل و بخشش آگاه شود، نوعی خوشحالی به او دست میدهد، چرا که این عمل برای او مثل نشانهای از خدایی بودنش محسوب میشود و او را به شادمانی میبرد.
و گر نه بس خسیس و بس بخیل است
ز ایثاری که الله شد علیل است
هوش مصنوعی: اگر غیر از این باشد، خیلی بخیل و تنگنظر است، زیرا بخشندگیاش به خاطر ناتوانی خدا است.
سخای الله از عجز و نیاز است
سخای للهوا مکر و مجاز است
هوش مصنوعی: خداوند با سخاوت و generosity خود به ما کمک میکند، اما اگر کسی به خاطر خودخواهی و فریب به دیگران کمک کند، آن نوع کمک واقعی نیست و تنها ظاهری است.
ببزم اهل ذکرت میبرد نفس
بغیبت پردهات را تا درد نفس
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی در یاد و ذکر خداوند هستی، نفس خود به راحتی میتواند از پردههای زشت غیبت و حسادت عبور کند و به دردهای درونی تو پی ببرد. به عبارتی، در یاد خداوند، انسان به معرفت و صفای باطن میرسد و از مشکلات و گناهان دور میشود.
که ما رفتیم و دیدیم از تمیزی
ز عارف هم نفهمیدیم چیزی
هوش مصنوعی: ما رفتیم و دیدیم که از پاکی و صفای عارف، نتوانستیم هیچ چیزی بفهمیم.
بود این غیبتی بر لفظ معقول
از و سر بسته تکذیبی است معمول
هوش مصنوعی: این غیبت، مظهر کلامی است که به خوبی درک نمیشود و به نظر میرسد که نقد و انکار آن در جامعه معمول شده است.
تو از خود گو بعمری غیر تقلید
چه فهمیدی که فهمی ز اهل توحید
هوش مصنوعی: به خود بگو تا حالا به غیر از تقلید چه چیزی یاد گرفتهای که میتوانی بفهمی اهل توحید چه کسانی هستند؟
همه عمرت بخوردن رفت و خفتن
دگر بر لهو و لعب و یاوه گفتن
هوش مصنوعی: تمام عمرت صرف خوردن و خوابیدن شد و دیگر به سرگرمی و بازی و حرفهای بیمحتوا گذشت.
چه میزانی بدستت بود خالص
که کامل را شناسی زان زناقص
هوش مصنوعی: چه معیاری در دستانت هست که به وسیله آن بتوانی کمال را بشناسی و نقص را تشخیص دهی؟
خود این حرفت هم از تقلید و وهمست
یکی گفت این فضولش بر تو سهمست
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که خود سخن تو نیز ناشی از تقلید و توهم است. کسی گفته که این حرف بیمحتوا بر تو نیز تأثیر دارد.
گرت نور فتوت بود و انصاف
نگفتی حرفی از تقلید و اجحاف
هوش مصنوعی: اگر نور جوانمردی و انصاف در وجودت باشد، هرگز درباره تقلید و بیعدالتی صحبتی نخواهی کرد.
کمند اینگونه نفست محکم انداخت
ز بهر غسل بردت دریم انداخت
هوش مصنوعی: کمند نفس تو به گونهای محکم و محکم شده که برای شستشو یا تمیز کردن، تو را به وجد آورده و در دنیای خواب و رویاهای دور برده است.
بجای آنکه کوشی در علاجش
بطعن اولیا گفتی مزاجش
هوش مصنوعی: به جای تلاش برای درمان او و جستجوی راه حل، بهتر است بپذیری که رفتار و خصوصیات او چیست.
نشستی کور در جمع ستوران
سخن گفتی بمیل و طبع کوران
هوش مصنوعی: تو در جمعی از حیوانات نشستهای و بدون دید و بصیرت سخن میگویی، گویی که مانند آنها تنها بر اساس خواسته و طبع خودشان حرف میزنی.
که ما رندیم کز مستی دوغی
نیفتادیم در دام دروغی
هوش مصنوعی: ما آدمهای رند و زیرکی هستیم که به خاطر حالت مستیمان به دام دروغ نیفتادهایم.
فرو گر میشدی در خویش یکدم
ندیدی از خود احمقتر بعالم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای در خود فرورفتی، متوجه میشدی که در دنیا هیچکس احمقتر از خودت نیست.
بزیر خصم خفتن افتخار است
ولی پند عزیزان بر تو عار است
هوش مصنوعی: خوابیدن زیر فشار دشمن نشانهای از افتخار است، اما پذیرفتن نصایح و سخنان عزیزان عیب و ننگ به شمار میآید.