برگردان به زبان ساده
کنون بشنو که در ضمن مقالت
کنم واقف ز سر اتصالت
هوش مصنوعی: حال بشنو که در دل سخن، با آگاهی از اصل پیوند تو را میگویم.
عیان عید باشد ذات خود را
بهستی متصل ذات الاحد را
هوش مصنوعی: روز عید، نمایانگر وجودی است که به ذات برتر متصل است و به نوعی از وجود خویش برخوردار است.
ابا قطع نظر اندر کم و بیش
ز تقیید وجود عینی خویش
هوش مصنوعی: فارغ از اینکه کم و زیاد چه تأثیری دارد، از محدودیت وجود واقعی خود چشمپوشی کن.
ز حق در نفی آثارت مجالی
شد ار پیدا بعین اتصالی
هوش مصنوعی: اگر در حق و حقیقت، آثار تو را نادیده بگیریم، راهی برای شناساندن تو به چشم نمیآید.
همانا بر کلامم بر نخوردی
باین تحقیق نیکو پی نبردی
هوش مصنوعی: به راستی بر سخنانم نرسیدی و نتوانستی به این حقیقت خوب پی ببری.
دم رحمن چون بینی در شهودت
مددها کاید از شاه وجودت
هوش مصنوعی: وقتی که لطف و رحمت الهی را در وجود خود احساس کنی، مددها و یاریهایی از وجود پروردگار به تو میرسد.
بحدی تا که بینی هستی تو
باو باقیست بی همدستی تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که ببینی وجودت به او وابسته است، بدون اینکه نیاز به همیاری تو داشته باشد.
در اینجا خواست گرد افتراقت
تو رفتی آمد آنمه در وثاقت
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای آن است که در زمان جدایی و دوری، تو رفتهای و من همچنان در پایداری و ثبات احساساتم باقیام.
نبود او جز تو مانع این دوئی بود
جدائیها زمائی و تویی بود
هوش مصنوعی: وجود او، مانع از این دوگانگی بود. جداییها و فضاها وجود نداشتند و تنها تو بودی که این تفاوتها را پدید آوردهای.
جدائیرا چو هشتی عین اوئی
نگنجد بین واحد تار موئی
هوش مصنوعی: جدایی مانند یک حلقه است که در آن نمیتوان هیچ چیزی را به اندازه یک تار مو جای داد.