برگردان به زبان ساده
بود محفوظ آنعبدی که شاهش
بخود دارد ز لغزشها نگاهش
هوش مصنوعی: آن بندهای که شاه خود را دارد، از لغزشها محافظت میشود و از اشتباهات دور میماند.
ز حفظ حق مخالفها نهاده
که آن در قول و فعل است و اراده
هوش مصنوعی: حفظ حق به معنای رعایت اصول و قواعدی است که در کلام و عمل و نیت ناشی از آن وجود دارد. این اصول به ما کمک میکنند تا در مقابل مخالفان خود به انصاف و صداقت رفتار کنیم.
کند کاری که حق راضی بر آنست
بافعال و اراده حق نشانست
هوش مصنوعی: هر اقدامی که باعث رضایت خداوند باشد، همراه با عملکرد و اراده الهی است.
مراد و قصد و حالش جز بحق نیست
ز قصد خویش حرفش در ورق نیست
هوش مصنوعی: منظور و نیت او جز بر حق نیست و از هدف خود در کلامش نشانهای نیست.
مقام آمد که از عصیان آدم
تو را گویم گر آن داری مسلم
هوش مصنوعی: وقتی که به مرحلهای برسم که بخواهم از نافرمانی آدم صحبت کنم، این موضوع را با تو در میان میگذارم، اگر تو این موضوع را قبول داشته باشی.
که با حفظ الهی او بدرگاه
چرا عصیان نمود و گشت گمراه
هوش مصنوعی: با وجود حمایت و حفاظت خالق، چرا به نافرمانی پرداخته و از مسیر راست منحرف شد؟
زأکل گندم از حکم حقیقت
بود افعال آدم بر طبیعت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آدمی در طبیعت خود تحت تأثیر واقعیتها و اصولی است که بر زندگیاش حاکم هستند. به عبارت دیگر، رفتارها و اعمال او ناشی از قوانین و حقایق بنیادی جهان است.
بهشت عقل از حق گشت جایش
طبیعت شد بگندم رهنمایش
هوش مصنوعی: بهشت عقل به خاطر حق به وجود آمد، اما اکنون جایش را طبیعت گرفته و نشانههای آن دچار آلودگی شده است.
ز نهی گندم اینمعنی است منظور
که ز آثار طبیعت او شود دور
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اگر انسان از خواص و آثار طبیعی و خرما دوری کند، به نوعی از حقیقت و درک واقعیات زندگی فاصله میگیرد. به عبارت دیگر، جدایی از طبیعت و تجربههای طبیعی میتواند فهم ما را از زندگی مختل کند.
تقاضای طبیعت لیک آن بود
که بر وی فر و زور خویش بنمود
هوش مصنوعی: طبیعت خواسته بود که خود را با قدرت و زیبایی نشان دهد.
خود این جبریست کاصل اختیار است
چه هر شیئی بجای خود بکار است
هوش مصنوعی: این یک نوع تقدیر است که خود را به صورت اختیار نشان میدهد، زیرا هر چیز در جای مناسب و به وظیفهاش عمل میکند.
جهانرا بر طبیعت چون مدار است
ز حق شاید گرش این اقتدار است
هوش مصنوعی: جهان مانند دایرهای به دور طبیعت میچرخد و اگر این قدرت از حق باشد، ممکن است.
نباشد گر طبیعت عالمی نیست
به «کرمنا» مخاطب آدمی نیست
هوش مصنوعی: اگر طبیعتی نباشد، چه کسی را در «کرمنا» مخاطب قرار دهیم؟ انسانی وجود ندارد که با او ارتباط برقرار کنیم.
پس آدم خورد گر گندم ز غفلت
منافی نیست آن با عقل و عصمت
هوش مصنوعی: اگر آدمی از روی غفلت گندم بخورد، این کار او با عقل و پاکیاش تناقضی ندارد.
چه او در اکل گندم بود مجبور
زوجهی منهی از صد وجه مأمور
هوش مصنوعی: اگر او در خوردن گندم مجبور است، به خاطر همسری است که از صد دلیل او را منع کرده است.
ز یک ره کرد ترک امر حضرت
به باطن گرچه آن هم بود طاعت
هوش مصنوعی: اگرچه از نظر ظاهر به دستورات حضرت عمل میشود، ولی در باطن، این عدم اطاعت است.
ز یک ره اکل گندم شد وبالش
ز صد ره گشت باعث بر کمالش
هوش مصنوعی: از یک راه، خوردن گندم باعث کمال و رشد او شد، و با وجود اینکه از صد راه دیگر هم میتوانست به این حال برسد، نتیجه همین یک راه بود.
برون از جنتش انداخت در خاک
که در خاکش کند سلطان لولاک
هوش مصنوعی: او را از بهشت بیرون کرد و به خاک فرستاد تا سلطان لولاک بتواند از خاکش برآید.
نمود از حلههای جنتش دور
که پوشد حلهاش از رحمت و نور
هوش مصنوعی: تصویرهایی از بهشت در برابرش نمایان میشود، چرا که او لباسهایی از رحمت و نور به تن دارد.
لباس مغفرت از حله بهتر
نگاه رهبر از صد چله بهتر
هوش مصنوعی: پوشش بخشایش از حله زیباتر است و نظارت و هدایت یک رهبر ارزشمندتر از صد سال عبادت و ریاضت است.
ز گندم یافت آدم ره بعالم
بمعنی حکم حق بود آن بآدم
هوش مصنوعی: از گندم، آدم به دنیای جدیدی قدم گذاشت و این نشانهای از حکم حق است که به او داده شده است.
نبود ار امر حق در عین واقع
کجا آدم بگندم بود طامع
هوش مصنوعی: اگر فرمان حق در واقعیت وجود نداشته باشد، چگونه میتوانم بگویم آدمی طمعکار است؟
خود او را بهر دنیا کرد خلق او
از آنرو داد بروی بطن و حلق او
هوش مصنوعی: خداوند انسان را برای زندگی در دنیا خلق کرد و به او وجود و زندگی بخشید.
نبد مقصود ز آدم و ز سرشتش
که جا پیوسته باشد در بهشتش
هوش مصنوعی: این بیت به این موضوع اشاره دارد که هدف نهایی آدمی و سرشت او به گونهای نیست که همواره در بهشت و نعمتها باقی بماند. به عبارتی، انسان به خاطر ذات و ساختارش به دنبال جاودانگی در خوشیها نیست.
بدنیا میشد او بیشک روانه
ازو اغوای شیطان بد بهانه
هوش مصنوعی: او به دنیا میآمد، زیرا تحت تاثیر وسوسههای شیطان قرار میگرفت و بهانهای برای این کار وجود داشت.
نکوتر گویمت از عالم عقل
کند بردار ناسوت آدمی نقل
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که دنیای عقل و تفکر از حقیقت انسانی و واقعیات این جهان برتر است.
که بعد از نظم اقلیم طبیعت
بثانی رخت بندد بر حقیقت
هوش مصنوعی: بعد از اینکه طبیعت به نظم و ترتیب خود دست یابد، حقیقت دیگری نمایان خواهد شد.
رهد از تیه ظلمت نور گردد
عوالم جمله زو معمور گردد
هوش مصنوعی: از دل تاریکیها، نور میتابد و همه جهان از نور آن روشن و آباد میشود.
بدون باعثی از ملک تجرید
شود کی نفس کی بند تقیید
هوش مصنوعی: بدون وجود یک دلیل یا علت، نمیتوان روح را از قید و بندهای مادی جدا کرد.
بود باعث تقاضای کمالش
که بر اکل شجر آمد مثالش
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوی کمال او سبب شد که مانند میوهای از درخت بیرون بیاید.
ز مبدء بعد او ظلم است و عصیان
کند این ظلم بر خود نفس انسان
هوش مصنوعی: از مبدا، وقتی که انسان از راه درست منحرف میشود، ظلم و نافرمانی آغاز میشود و این ظلم در واقع علیه خود انسان عمل میکند.
خود این ظلم ار چه از حکم قضا بود
ادب را یک گویم آن ز ما بود
هوش مصنوعی: این ظلم، هرچند که بر اساس تقدیر و سرنوشت اتفاق افتاده است، اما باید بگویم که ادب و رفتار نیکو از خود ما نشأت میگیرد.
از آنرو آدم اظهار خطا کرد
بحق «انا ظلمنا» را دعا کرد
هوش مصنوعی: به خاطر همین، آدم به اشتباه خود اعتراف کرد و گفت: «ما به واقع ظلم کردیم» و از خداوند درخواست رحمت نمود.
خطا هم جز که در فعل بشر نیست
بکون وحدت از عصیان خیر نیست
هوش مصنوعی: خطا و اشتباه تنها مربوط به عمل انسان است و اگر در وحدت و یکپارچگی نقضی وجود داشته باشد، نمیتواند از کارهای نیک و خوب ناشی شود.
در این عصیان هم آدم را کمال است
که غفران حق از پی لامحال است
هوش مصنوعی: در این تمرد و سرپیچی هم نهایت انسانیت در این است که بخشش خداوند در پی کارهای غیرممکن و بسیار سخت است.
بحق فتوح گردد راه آدم
ز رحمت کایدش والله اعلم
هوش مصنوعی: به حقیقت، با رحمت خداوند راه آدمی گشوده میشود و فقط خداوند بهتر میداند.