برگردان به زبان ساده
ز عبرت گویمت تعبیر باهر
ز حال خلق بینی هر چه ظاهر
هوش مصنوعی: از تجربه به تو میگویم که حقایق روشن را از وضعیت انسانها میتوانی ببینی، هر آنچه که در ظاهر نمایان است.
ز خیر و شر و از اقبال و نکبت
بر آن باشد تو را همواره عبرت
هوش مصنوعی: همیشه از خوبیها و بدیها و همچنین از سرنوشتهای خوب و بد باید درس بگیری و عبرت بگیری.
بمردم هر چه شد جاری بدنیا
بر ایشان منتقل گردد بعقبی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا برای انسانها پیش میآید، بعد از مرگ به زندگی بعدی آنها منتقل میشود.
چو برگشت امور و حال خلقان
بسوی اوست در پیدا و پنهان
هوش مصنوعی: وقتی که همه چیز و وضعیت مردم به سوی او بازمیگردد، چه در ظاهر و چه در باطن.
شود روشن بر او حال عواقب
ز آثاری که بیند در مراتب
هوش مصنوعی: آدمی با دیدن نشانهها و آثار مختلف در زندگی، میتواند به خوبی حال و آیندهاش را دریابد و از عواقب کارهایش آگاه شود.
شناسد هر چه از وی در نهان بود
قیام او بر آن واجب توان بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل و روح انسان نهفته باشد، در صورت بروز آن باید با آن مواجه شده و به آن عمل کند.
عبور از ظاهر خلقت برؤیت
نماید بر حکیم از روی حکمت
هوش مصنوعی: انسان حکیم با درک عمیق خود، از دنیای ظاهری و مادی فراتر میرود و به فهم عمیقتری از حقیقت و حکمت میرسد.
ز آثار وجود و ظاهر آن
بسوی باطن بس قاهر آن
هوش مصنوعی: از نشانههای وجود و نمود آن میتوان به عمق و رازهای درونی آن پی برد که بسیار قوی و تسلطدار است.
به بیند تا در اشیاء وجهاتش
ظهور حق و آثار و صفاتش
هوش مصنوعی: نگاهی به اشیاء بینداز و ببین که چگونه نشانهها و صفات حق در آنها نمایان است.
زهر چیزی که بیند در خلایق
کند عبرت مگر مرد حقایق
هوش مصنوعی: هر چه شخصی در انسانها مشاهده کند، باید سبب اندیشه و عبرت شود، به جز مردان حقیقی که درک عمیقتری از واقعیت دارند.
اگر جنبد ز بادی پرکاهی
ز عبرت سوی او دارد نگاهی
هوش مصنوعی: اگر بادی بوزد و پر کاهی به حرکت درآید، این نشاندهنده این است که او به درس عبرت توجه کرده و نگاهی به سمت آن دارد.
درخت از باد سبز و بارور گشت
جدار از جنبش او بیخبر گشت
هوش مصنوعی: باد سبب سبز شدن و بارور شدن درخت شد، اما دیوار از این تغییر و حرکت بیخبر ماند.
بجائی باد ابر و بارش آورد
بجائی بهر خشکی جنبشی کرد
هوش مصنوعی: باد به همراه خود ابر و باران را میآورد و به جایی که نیاز به آب و زندگی دارد، حرکت میکند.
زوی هر شاخ خشکی خشکتر شد
درخت سبز و تر ز او بارور شد
هوش مصنوعی: از هر شاخهای که خشکی بیشتر میشود، درخت سبز و تر از آن بارورتر میشود.
تو عبرتگیر از بادی دمادم
که از وی چون شد این افزون و آن کم
هوش مصنوعی: از باد پیوسته عبرت بگیر، که چگونه برخی چیزها بیشتر و برخی کمتر میشوند.
چرا یابد یکی ز انفاس رحمان
کمالی وان دگر یک ضعف و نقصان
هوش مصنوعی: چرا برخی از افراد به برکت نفسهای رحمانی به کمال و رشد میرسند، در حالی که دیگران در ضعف و نقص به سر میبرند؟
یکی از فیض رحمانی شقی شد
یکی رحمت نصیب و متقی شد
هوش مصنوعی: از نعمتهای پروردگار، یکی دچار شقاوت و بدبختی شد، در حالی که دیگری به رحمت و تقوای الهی دست یافت.
ثمرها را نظرها کن در شجرها
چو آثار مؤثر در اثرها
هوش مصنوعی: بررسی میوهها را به درختان معطوف کن، همانطور که نشانههای تأثیرگذار را در نتایج میتوان مشاهده کرد.
کجا بود این ثمرها در کمون بود
که ظاهر شد نبد یا بود چون بود
هوش مصنوعی: این ثمرها که اکنون دیده میشوند، در واقع در جایی پنهان بودهاند و حالا نمود پیدا کردهاند. آیا در ابتدا وجود نداشتهاند یا به شکل دیگری بودهاند؟
نهان بد در میان آب یا خاک
و یا آمد ز باغستان افلاک
هوش مصنوعی: چه چیزِ بدی در دل آب یا زمین پنهان است یا اینکه از باغهای آسمان به وجود آمده است؟
رز از هم ریخت چون آشوب دی شد
پس از اردیبهشت انگو رومی شد
هوش مصنوعی: گل رز به هم ریخت و در هم فرو افتاد، همانطور که پس از آشوب دیماه، انگور در اردیبهشت به میوه میرسد.
فکندی دانه را روید نباتی
نواها حق تو را داد از نواتی
هوش مصنوعی: دانهای که کاشتهای، سبز میشود و گیاهی از آن رشد میکند؛ این حق توست که از این نواها و آواها بهرهمند شوی.
میان آب و گل پوسید و بد شد
و زان پس ریشه گشت و دانه صد شد
هوش مصنوعی: در میان آب و خاک، همانطور که فاسد و خراب شد، در نهایت به ریشه تبدیل گشت و به تعداد زیاد برآمد.
شد از میل طبیعت اندر آدم
عیان نسلی و زان برپاست عالم
هوش مصنوعی: از کشش و تمایل طبیعی در وجود انسان، نسلی به وجود آمده که بر اساس آن، تمام جهان شکل گرفته است.
ز حیوان بالتبع هم زوج زوجند
که هر نوعی بعالم فوج فوجند
هوش مصنوعی: در دنیای حیوانات، هر نوع از آنها به صورت جفت وجود دارند و هر گروهی از آنها به صورت دستهدسته در طبیعت دیده میشوند.
میان مرد و زن رفت اتصالی
نمود از نقطهئی یوسف جمالی
هوش مصنوعی: در بین مرد و زن، پیوندی برقرار شد که از نقطهای مانند زیبایی یوسف نشأت میگیرد.
تو گو آن آب و خون را حال چون شد
گذشت از عرش و عقل ذوفنون شد
هوش مصنوعی: بگو حالا آن آب و خون چه طور شد که از عرش و درک عمیق فراتر رفت.
حجر بی سیر نبود بین هم او را
تحرکهاست مخفی هر دم او را
هوش مصنوعی: سنگ به خودی خود بیحرکت است، اما در درونش حرکات و جنبههای پنهانی وجود دارد که نشاندهنده زندگی و تحرک آن است.
تو رفتارش بمعنی جوهری دان
من این تنها نگویم دفتری دان
هوش مصنوعی: من به معنای واقعی رفتار او پی بردهام و این تنها نظر من نیست، بلکه نوشتهها و آثار نیز این را تأیید میکنند.
خود آن کوهی که کان زر و لعل است
دلیل آنکه چرخش زیر نعل است
هوش مصنوعی: کوهی که منابع طلا و سنگهای قیمتی دارد، نشانهای از آن است که چیزهای بزرگ و ارزشمند تحت فشار و چرخش زمانه قرار دارند.
جبال جامد از حق در خطاب است
که در سیر و مرور او چون سحاب است
هوش مصنوعی: کوههای سخت و ثابت تحت تأثیر حق هستند، و در حالی که حق در حال حرکت و جریان است، به مانند ابرها میباشد.
نمود آنکوه چون از قعر جوشی
مزین شد ز لعلش تاج و گوشی
هوش مصنوعی: هنگامی که کوه از عمق زمین به جوش آمد، با زیبایی لعلها زینت یافت و تاجی بر سر گذاشت.
هزاران نکته در یک سنگ بنهاد
که عبرت راست کافی گر کنی یاد
هوش مصنوعی: در درون یک سنگ، نکتهها و درسهای فراوانی نهفته است که اگر بخواهی، میتوانی از آنها عبرت بگیری و به یاد بسپاری.
بود گر چشم عبرت بین بروئی
کند عبرت ز هر مژگان و موئی
هوش مصنوعی: اگر چشمی باشد که عبرت بگیرد، باید از هر مژه و مویی که در وجود دارد، درس بگیرد و پند آموزد.
ز ملک عقل تا شهر هیولا
نظرها را بعبرت کن مهیا
هوش مصنوعی: این شعر به ما میگوید که از دنیای عقل و منطق تا دنیای بیقاعده و نامشخص باید نگاههایمان را با آمادگی و بیداری بررسی کنیم. یعنی باید با دقت و هوشیاری به اطراف و پدیدههای مختلف اطرافمان بنگرید و به واقعیتهای زندگی پی ببریم.
پس از معقول رویآور بمحسوس
در اشیاء دل بعزت دار مأنوس
هوش مصنوعی: پس از اینکه به مفاهیم عقلانی دست پیدا کردی، به دقت به چیزهای محسوس و قابل مشاهده در جهان توجه کن، زیرا دل را با عزت و احترام آشناتر و پیوندی نزدیکتر قرار میدهد.
به بین بر پرده هر جائی که نقاش
چسان مینا گری فرموده برجاش
هوش مصنوعی: به هر جا که نگاه کنی و پردهای ببیند، مشاهده میکنی که هنرمند چگونه با مهارت تصویرسازی کرده و آثارش را بر آنجا به نمایش گذاشته است.
اگر هم تیز بین باشی و هشیار
نبینی نقشی الا نقش دلدار
هوش مصنوعی: حتی اگر با دقت و تیزبینی به اطراف خود نگاه کنی، باز هم جز تصویر محبوبت چیزی نخواهی دید.
خود او بود آنکه شد رنگ و رقم بست
مخالف نقش خویش اندر قلم بست
هوش مصنوعی: او خود بود که رنگ و طرحی ایجاد کرد که با نقشی که در قلم خود نقش بسته، مغایرت دارد.
بجائی لوح و در جائی قلم شد
بجائی قطره جائی شط و بم شد
هوش مصنوعی: در جایی تختهای برای نوشتن وجود دارد و در جایی دیگر قلمی برای ثبت حروف. در یک مکان قطرهای کوچک و در مکان دیگر جایی به عظمت یک رودخانه قرار دارد، و در نهایت جایی به وجود میآید که همه چیز به پایان میرسد.
ظهوری کرد و عالم گشت نامش
مهمی گردید و شد بالای بامش
هوش مصنوعی: شخصی به دنیا آمد و شناخته شد، نامش معروف شد و به اوج رسید.
بآن قامت که دانی درمیان شد
قیامت کرد بر پا و نهان شد
هوش مصنوعی: با آن اندام زیبا که میشناسی، روز قیامت برپا شد و او بهطور ناگهانی غایب گشت.
بشور افتاد هر کس کو کجا رفت
پی او هر کس از راهی جدا رفت
هوش مصنوعی: هر کسی به سمت خودش رفت و در پی او افتاد، و هر کس از راه خود جدا شد.
ز جائی او نشد بر جای دیگر
نماید هر زمان بالای دیگر
هوش مصنوعی: او از جایی به جایی دیگر منتقل نمیشود، اما همیشه در هر مکان به شکل جدیدی خود را نشان میدهد.
از آن بالا هر آنکس درگمان شد
که این آن نیست کاول در میان شد
هوش مصنوعی: هر کسی که از بالا به دنیا نگاه کند و فکر کند که این واقعیت همان چیزی است که در ابتدا به آن فکر میکرد، در حقیقت در اشتباه است.
خود او از اول و آخر برونست
ز هر شیئی ظهور او فزونست
هوش مصنوعی: او از ابتدا و انتها فراتر است و وجودش از همه موجودات بیشتر و بارزتر است.
نما در بحر عبرت ارتماسی
که تا بشناسیش از هر لباسی
هوش مصنوعی: در دل دریای عبرت غوطهور شو، تا آن را بشناسی و از هر پوششی آزاد باشی.
میان جمع باشد در تماشا
که چون درهر سری افکنده سودا
هوش مصنوعی: در میان جمع، کسی به تماشا است که در دل هر کس، اندیشهای خاص و متفاوت وجود دارد.
چه میگویند خلق از وصف رویش
که نوشد می بتعظیم از کدویش
هوش مصنوعی: مردم درباره زیبایی چهرهاش چه میگویند، مانند این است که شراب را با احترام از کدو مینوشند.
که اندر جستجویش باشتاب است
که قانع از جمالش بر نقاب است
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی اوست با شتاب به دنبال او میگردد، زیرا از زیباییاش راضی و قانع نیست و فقط به ظاهر و نشانههای او بسنده کرده است.
میان انجمن افکنده آشوب
باو هر کس بنوعی گشته منسوب
هوش مصنوعی: در جمع، هرج و مرج ایجاد شده و همه به نوعی به آن نسبت داده شدهاند.
خود آن نسبت بر او باشد اضافی
تعین نیست با قدسش منافی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن ارتباط و نسبت میان انسان و خداوند، یک ارتباط اضافی و فرعی است و هیچگونه تضادی با مقام مقدس و والای خداوند ندارد. به عبارت دیگر، وجود این نسبت، موجب کاهش یا خدشهدار شدن شأن و عظمت خداوند نمیشود.
تعین هیچ آنجا در قلم نیست
نمایش با وجودش جز عدم نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز در آنجا وجود ندارد که به وضوح قابل مشاهده باشد، و تنها چیزی که با وجود آن به نظر میرسد، عدم یا عدم وجود است.
بهر جائیست او را خاصه اسمی
تعینها ز گنجش چون طلسمی
هوش مصنوعی: او را به مکانی خاص مربوط کردهاند که مانند طلسمی، نام و مشخصاتی برایش تعیین شده است.
بعبرت گر دمی با خود نشینی
جز او رخسار موجودی نبینی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای با خودت خلوت کنی، جز چهرهٔ او چیزی نخواهی دید.
یکی از خود سفر در بحر و بر کن
بهر موجودی از عبرت نظر کن
هوش مصنوعی: سفر را آغاز کن، در دریا و بر زمین، تا به خاطر موجودات، از تجربیات و عبرتها نگاه کنی.
چو گشتی کامیاب از سیر آفاق
برخسارش شدی ز آئینه مشتاق
هوش مصنوعی: وقتی که در سفر به جهان، موفق و خوشحال شدی، چهرهات مانند آینهای روشن و پر از اشتیاق میشود.
باینمعنی که دیدی عکس رویش
نما سر را قدم در جستجویش
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که تو وقتی چهره او را دیدی، سر خود را به دنبال او میگردانی و در پی یافتن او هستی.
بنه در سیر نفس خویش گامی
ازین ره کن به وصلش اهتمامی
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به وصال، قدمی در مسیر نفس خود بردار.
چو او خود گرچه با هر قطره یار است
ز ما تا او هزاران بحر نار است
هوش مصنوعی: هر چند او در کنار هر قطرهی آب است، اما فاصلهی ما تا او به اندازهی هزاران دریا و آتش است.
عملها هست در راه وصالش
یکی عبرت بود در اشتغالش
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به او، کارهایی انجام میشود که میتواند درس عبرتی برای مشغولیتهای انتخاب شده باشد.
بعبرت ره بسوی او توان برد
به بحرش پی ز جوی او توان برد
هوش مصنوعی: با معرفت و بینش خود میتوانی به سوی او حرکت کنی و از هر جوی آب به دریا و عمق وجود او دست یابی.