برگردان به زبان ساده
صدری که سوده روح به پا صد رهش جبین
در صف به خون و خاک نگون شد ز صدر زین
هوش مصنوعی: سرداری که روحش آزاد شده، با تمام قدرت و شجاعتش در میدان نبرد ایستاده و سرنوشتش به خون و خاک گره خورده است. او از صدر نشینی به سقوط رسیده و حالا در صف یارانش در حال نبرد است.
افراخت اختر تعب از خاک تا سماک
انداخت فرش تعزیت از عرش تا زمین
هوش مصنوعی: ستارهی درخشان غم، از زمین به آسمان رفت و فرش عزاداری را از آسمان تا زمین گسترانید.
هر پیکری ز رامش و آرام و امن و فرد
هر خاطری به حسرت و تیمار و غم قرین
هوش مصنوعی: هر انسانی در زندگیاش ممکن است در آرامش و آسایش باشد، اما در درون خود به یاد خاطرات تلخ و حسرتهای گذشته دچار غم و اندوه است.
سوگ سکون و صبر ز امکان و کون برد
تمکین شد از مکان و تمکن شد از مکین
هوش مصنوعی: اندوه و آرامش از دسترسی به واقعیت و وجود، تسلیم شدند و از جایگاه و قدرت خود فاصله گرفتند.
صد جعبه تیر از پی یک سینه درکمان
صد قبضه تیغ در ره یک جثه در کمین
هوش مصنوعی: صد تیر به دنبال یک هدف در کمان است و صد شمشیر در انتظار یک بدن نشستهاند.
نادیده ظلمی از همه کیهان کس اینقدر
نشنیده جوری از همه دوران کس این چنین
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی تو از ظلمی که در دنیا وجود دارد بیخبر نبوده است، و هیچکس دیگر هم بهاندازهی تو از نوعی خاص از درد و رنج در طول تاریخ بیاطلاع نیست.
از جویبار شرع قلم شد چه سروها
با تیشه ی تطاول ارباب کفر و کین
هوش مصنوعی: در پی جویبار دین و قانون، چه بر سر درختان بلند قامت که با تیشهی ستم و دشمنی کافران و بدخواهان قطع شدند.
فتحی مبین شکست نمازادت این مصاف
با آنکه بودت از همه سو بی کس معین
هوش مصنوعی: پیروزی واضحی بدست آوردهای، با این حال این نبرد به تو ضرر رسانده است، با اینکه در این میدان هیچ یاری و حامی نداری.
با فرط استغاثه یاریت جز دو دست
یک تن نه از یسار برآمد نه از یمین
هوش مصنوعی: در اوج ناگاری و اضطرار، تنها دستان یک فرد به یاریام رسید و از سمت چپ و راست کسی کمک نکرد.
بر اهل بیت از همه حالات غم فزون
حسرت خورم به حالت بدرود واپسین
هوش مصنوعی: من برای اهل بیت، از تمامی حالتها، بیشتر از همه چیز به خاطر وداع آخرشان غمگین و حسرتخور هستم.
از دور ماجرای تو تا تن فتاده دور
با آه هم نشانم و با اشک هم نشین
هوش مصنوعی: از فاصله، داستان تو را میبینم که چطور به تنهایی افتادهای؛ با آهی که میکشم نشانم میدهی و با اشکی که میریزم، همنشین میشوی.
قتلم نبود قسمت و مرگم نداد دست
از بی سعادتی نه نصیبم شد آن نه این
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به سرنوشت و تقدیر خود اشاره میکند و میگوید که نه مرگ او را در آغوش گرفته و نه زندگی خوبی به او داده است. او از بینصیب بودن خودش در دو جنبه زندگی و مرگ شکایت میکند و احساس بیپناهی میکند.
ز اسلام ناصبین نبود تا در این عمل
چون بنگری بهر یک ازین تخمه مسلمین
هوش مصنوعی: در اسلام، اهل نفاق و دو رویی وجود ندارد و اگر به دقت نگاه کنیم، میبینیم که هیچ یک از گروههای مسلمان در این عمل نادرست سهیم نیستند.
سبع المثانیش به لسان لیک عقد قلب
ایاک نعبدش نه و ایاک نستعین
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حقیقتی میپردازد که روح و جان انسان را به یگانگی و خلوص در عبادت و درخواست یاری از خداوند میرساند. در اینجا، اهمیت توکل به خدا و اختصاص نماز و دعا به او بیان شده است. در واقع، از خدا خواهش میشود که تنها او را عبادت کنیم و تنها از او یاری طلبیم.
اسلام خلق را به ریا خود صلا زدند
وآتش به دودمان رسول خدا زدند
هوش مصنوعی: اسلام مردم را به ظاهر و ریا کاری دعوت کرد و از طرفی به خانواده و نسل پیامبر آسیب رساند.