برگردان به زبان ساده
شه زاده آن زمان که چو خورشید شد سوار
پیرامنش نوازن زن و فرزند ره سپار
هوش مصنوعی: شاهزاده زمانی به اوج میرسد که مانند خورشید بر افراز شود و پیرامونش را از نوازش و محبت زنان و فرزندان پر کند و آنها را در مسیر زندگی راهنمایی کند.
آسیمه سر به دامنش آویخت پور و دخت
او بدر و اهل بیت بر اطراف هاله وار
هوش مصنوعی: پرچم دختری و پسری به دامنش آویخته شده و خانواده او در اطرافش به صورت هالهای ایستادهاند.
او غرق اشک جاریه چون قطب و اهل بیت
چون پره های چرخ سراسیمه ز اضطرار
هوش مصنوعی: او در اشک و اندوه غوطهور است، در حالی که اهل بیتش مانند پرههای یک چرخ در اثر اضطراب به طور نگران و آشفتگی در حرکتاند.
آنان به باد بعد خزان گونه برگ ریز
و او را شکفته رخ به بوی قرب چون بهار
هوش مصنوعی: آنها مانند برگهایی که در پاییز میریزند، به باد میروند و او (عشق یا معشوق) را که همچون گلی شکفته و خوشبو است، به یاد بوی خوش بهار میآورند.
اهل حرم چو جمع عزا سر به جیب غم
او در میان چو شمع به رخساره اشک یار
هوش مصنوعی: افراد خانواده و نزدیکان در حال برگزاری مراسم سوگواری هستند و در این میان، او با غم و اندوه خود، مانند شمعی که اشک بر صورتش میچکد، جلوهگری میکند.
او را به یاد وصل چو معشوق دل قوی
و آنان به تاب هجر چو عشاق تن نزار
هوش مصنوعی: دل قوی او به یاد وصال معشوقش آرام است، در حالی که عاشقانی که در فراق به سر میبرند، به خاطر جدایی دچار ناتوانی و رنج هستند.
او چهر برفروخته چون گل به شاخ زین
و آنان چون عندلیب خروشان ز هرکنار
هوش مصنوعی: او با زیبایی و چهرهای چون گل در میان زین اسبش نشسته، و دیگران همچون بلبلهایی پر سر و صدا از هر سو به بزم میآیند.
در دیده موج اشک و به دل کوه های درد
بر سینه خیل داغ و به لب ناله های زار
هوش مصنوعی: در چشمانم اشکهایی مانند موج و در دلام کوههای درد وجود دارد. بر سینهام داغهای فراوانی نهفته است و لبهایم پر از نالههای زاری است.
از فرط بی قراریشان گر کنم حدیث
معنی به لفظ و لفظ نگیرد به لب قرار
هوش مصنوعی: از شدت بیقراری آنها، اگر داستان احساس را با کلمات بیان کنم، کلمات نمیتوانند آرامشی را بر لبانم بیاورند.
هم چرخ را به یاری اشرار اهتمام
هم خصم را ز خواری اخیار افتخار
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع تلاش و کوشش در مسیر نادرست و همچنین برتری و افتخار در مقابل دشمنان اشاره دارد. شاعر به عدم توجه به نیکیها و همراهی با زشتیها پرداخته و به مبارزه با خصم در زمینه خوار کردن نیکان میپردازد. در واقع، اشاره به انتخابهای غلط و نتایج آن دارد.
غی و غرور باطل و صبر و سکون حق
ماند این دو جاودان ز فریقین یادگار
هوش مصنوعی: ریا و خودخواهی نابود شدنی هستند، اما صبر و آرامش همیشه باقی میمانند. این دو ویژگی از دو گروه مختلف به یادگار ماندهاند.
گلبن چو نخله خار برآوردش از خدنگ
برجای گل چرا ندمد خار لاله زار
هوش مصنوعی: هوا و زمین هر دو در تلاشند تا زیباییهای خود را به نمایش بگذارند. وقتی در باغ گلی وجود دارد، خارها هم ممکن است رشد کنند و در کنار آن بایستند. اما در پرتو زیبایی گل، خارها نمیتوانند جلوهگری کنند و نمایان شوند. این یعنی زیبایی و ظرافت بر زشتی و نارسایی غلبه دارد و در نهایت، جلوه اصلی گل درخشانتر از خارها خواهد بود.
تا تلخ شد زبان شکر بارش از عطش
زهر است در مذاق جهان آب خوشگوار
هوش مصنوعی: وقتی زبان از شیرینی شکر تلخ میشود، نشان دهندهی آن است که در دنیای پر از عطش و ناامیدی، طعم زهر را میچشد و آب خوشگوار و زندگی بخش به راحتی در دسترس نیست.
این آتش ار به آب رضا می نشد خموش
بی وقفه سوختی همه کیهان به یک شرار
هوش مصنوعی: اگر این آتش خاموش نمیشد و به آب رضایت میداد، با این حال، به طور مداوم میسوزد و تمامی کائنات را به یک شعله کوچک تبدیل میکرد.
بر دورش اهل بیت خروشان کشیده صف
گریان به گرد چشم چو مژگان زهر طرف
هوش مصنوعی: در اطراف او اهل بیت با صدای بلند و گریه به صف ایستادهاند، چشمانشان همچون مژگان به هر سو مینگرد.