برگردان به زبان ساده
تخم جفا به خاک شقا ریخت تا یزید
کس حاصلی به جز غم از آن زرع ندروید
هوش مصنوعی: کشت و کار ناامیدی و ظلم به زمین غم و اندوهی خواهد داد که جز درد و رنج چیزی عاید نخواهد کرد.
منت خدای را که خود از ریشه ای که کاشت
جز بار لعن و خار ملامت گلی نچید
هوش مصنوعی: شکر خدا را که از ریشهای که خود کاشتم، جز عذاب و نکوهش چیزی نصیبم نشد و گلی نچیدم.
تا رفته وصف ظلمت و نور این جفا نرفت
برهیچ آفریده شقی بوده یا سعید
هوش مصنوعی: تا زمانی که ظلمت و نور این ستم از بین نرفته، هیچ مخلوقی نیست که بدبخت یا خوشبخت باشد.
رحم از زمانه شست عدو ورنه اهل بیت
نزدیک و دور ویله ی وا العطش شنید
هوش مصنوعی: زمانه به دشمن رحم نکرد، وگرنه خانواده پیامبر در دور و نزدیک، صدای تشنگی خود را فریاد میزدند.
ز آن فرقه یک تنش همه فریاد رس نخواست
ورنه به گوش ها همه فریاد او رسید
هوش مصنوعی: از آن گروه تنها یکی از آنها به فریاد و درخواست کمک نپرداخت، اما صدای او به گوش همگان رسید.
تنها نه راست قامت مه زین عزا خم است
برداغ این ستم زده نه آسمان خمید
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویرگری اشاره شده است که نشان میدهد حتی ماه نیز از شدت غم و اندوه بر این مصیبت خم شده و به تسلی دل ستمدیدگان پرداخته است. همچنین، آسمان نیز به خاطر این ظلم و ستم دچار خمیدگی شده و به نوعی تحت تأثیر این درد و رنج قرار گرفته است. این بیان احساسات عمیق و جمعی از همدردی را به تصویر میکشد.
آن کش دو کون قیمت یک مشت خاک پای
از پا به سر درآمد و در خاک و خون طپید
هوش مصنوعی: کسی که ارزش دو جهان را دارد، به خاطر یک مشت خاک، از سر تا پا در خاک و خون غوطهور میشود.
بعد از صدور این ستم از شرم انبیا
روح القدس به بنگه غم انزوا گزید
هوش مصنوعی: پس از اینکه ظلم و ستمی از سوی جمعی رخ داد، بهدلیل شرم و ناراحتی انبیا، روح القدس در گوشهای از غم و تنهایی پنهان شد.
زیبق به گوش ریخته بود آن فریق را
ز آنان تنیش ورنه به فریاد می رسید
هوش مصنوعی: گروهی از آن فریق در کناری حضور داشتند و به نظر میرسید که صدای فریاد آنها به دلیل چیزی که در گوش خود دارند، به وضوح به گوش نمیرسد.
با آن خروش و شورش و آشوب و انقلاب
عالم چه شد که باز برین وضع آرمید
هوش مصنوعی: با آن همه هیاهو و شور و انقلاب، چه چیزی پیش آمد که دوباره همه چیز به آرامش و نظم رسید؟
از داغ چهر و زلف جوانان نسوخت باز
دیگر ز باغ سوری و سنبل چرا دمید
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی جوانان باعث نمیشود که از غم و اندوه دل بکاهیم، پس چرا به سراغ گلها و زیباییهای باغ برویم و از آنها بهرهمند نشویم؟
تا در میان جان من این غم گرفت جای
شادی ز دل به گوشه ی افسردگی خزید
هوش مصنوعی: غم در عمق وجودم جای شادی را تنگ کرده و باعث شده تا خوشbúدی از قلبم به گوشهای از اندوه برود.
ضنت مکن ز گریه صفایی درین عزا
کز دیده بایدت عوض اشک خون چکید
هوش مصنوعی: در این داغ و عزا، خیالت نرود که گریهای میتواند به وضوح و زیبایی باشد؛ زیرا از چشمانت بجای اشک، باید خون بریزد.
بفروش قلب غفلت و نقد سرشک خر
کز نیم قطره دولت باقی توان خرید
هوش مصنوعی: قلب غفلت را به فروش بگذار و با اشک خود که به ندرت به دست میآید، چیزی از زندگی که ارزش دارد، بخر.
دشمن ستیزه کرد و به رویش کشید تیغ
تیغ از بریدن آه که سروانزد دریغ
هوش مصنوعی: دشمن به مبارزه پرداخت و شمشیرش را به سوی او بالا برد، اما آه که فرصتی برای دفاع و فرار نداشت.