برگردان به زبان ساده
یارب چه ها گذشت بر آن شاه بی سپاه
در حرب خشمگین سپهی خصم کینه خواه
هوش مصنوعی: خدایا، چه حوادثی بر آن پادشاه بیسپاه گذشت در نبردی پرخشم با نیروی دشمنی که کینه به دل داشت.
دردا که آهوی حرم از عنف گرگ چرخ
افتاد همچو یوسف و نامد برون ز چاه
هوش مصنوعی: ای کاش آهوی حرم به دلیل ظلمی که دیده است، مانند یوسف از چاه بیرون نمیآید و همچنان در چنگال گرگها گرفتار مانده است.
هر داغدیده بیوه زنی دختری یتیم
از باژگونه کوکب و از طالع تباه
هوش مصنوعی: هر فردی که در زندگی داغ دیده و غم اندوه از دست دادن عزیزان خود را تجربه کرده، به نوعی دختری یتیم میماند که تحت تأثیر سختیها و سرنوشت نامطلوب قرار دارد.
آن دشمن از کشاکش این دشمنش مفر
این رهزن از تطاول آن رهزنش پناه
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر کس با دشواریها و دشمنیهایی روبروست، اما در کنار این چالشها، باید جستجو کنیم تا از تهدیدها و تهدیدکنندگان، راه فراری بیابیم و از آنها به دور بمانیم.
جز زیر خاک گشته نه کس را مقام امن
نه جز هلاک مانده تنی را گریزگاه
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا جای امنی ندارد و تنها چیزی که بهناچار حصار امنی میشود، خاک است؛ همچنین کسی نیست که از سقوط و نابودی در امان باشد.
رو باز و سر برهنه حریم تو زین سبب
نبود عجب ز خجلت خورشید و شرم ماه
هوش مصنوعی: چهرهای گشاده و بدون پوشش به حریم تو آمدهام، از این رو جای تعجب نیست که خورشید از خجالت و ماه از شرم، در مقابل من ساکت و خاموش بمانند.
بر روی دل سزد پر کاهی هزار کوه
آن را که کوه خواسته مغلوب پر کاه
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد بر دل خود غم و ناراحتی را بپوشاند، نیازی به وزن زیاد و بزرگ بودن آن نخواهد داشت. ممکن است او در ظاهر قوی و محکم باشد، اما در واقعیت، مشکلات و دردهایش به اندازهای کوچک و ناچیزند که در برابر عظمت کوهها هیچ به حساب نمیآیند.
کندش یکی ردا و یکی پیرهن درید
بردش یکی عمامه، ربودش یکی کلاه
هوش مصنوعی: یک نفر ردای کسی را پاره کرد و دیگری پیراهنش را گرفت، یکی دیگر عمامهاش را دزدید و کسی هم کلاهِ او را برداشت.
حیرانم از تهور قومی که بی دریغ
قائم به روی خون خدا می کشند تیغ
هوش مصنوعی: من در شگفتم از شجاعت قومی که بدون هیچ تردیدی بر سر خون خدا شمشیر میزنند.