برگردان به زبان ساده
شط فرات از آتش حسرت کباب شد
وز تشنگیش از عرق خجلت آب شد
هوش مصنوعی: رود فرات به دلیل حسرت و اضطراب به حالتی از داغی و سوزش دچار شده و از شدت تشنگیاش، شرمنده و نادم گردیده است.
در حلق ساکنان بهشت آب سلسبیل
بر یاد تشنه کامی او خون ناب شد
هوش مصنوعی: در بهشت، برای ساکنان آن آب خوشمزه و زلالی وجود دارد که یادآور تشنگی اوست و به نوعی به خاطره او تبدیل شده است.
جبریل دست برسر و سر برد زیر بال
چون دست برعنان زد و پا در رکاب شد
هوش مصنوعی: جبریل سرش را زیر بالش گذاشت و مانند شخصی که در حال سوار شدن بر اسب است، با دقت و احتیاط به آن نزدیک شد.
خود پس چرا نداد کسی داد اهل بیت
کز آن غریور و غلغله روز حساب شد
هوش مصنوعی: چرا هیچکس برای اهل بیت در روز حساب و کتاب دفاع نکرد، در حالی که آن روز، روز درد و فریاد بود؟
امر شکیب کرد حرم را و خویشتن
بر ناشکیبی همه بی صبر و تاب شد
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که صبر و شکیبایی در دل حرم و در وجود خود شخص ایجاد شده است، اما در عین حال، او به خاطر نداشتن صبر و انتظار زیاد، دچار بیتابی و اضطراب شده است.
عمر از فراز روی و اجل در قفای او
این بی درنگ آمد و آن با شتاب شد
هوش مصنوعی: زندگی از زیبایی و جوانی انسان آغاز میشود و مرگ همیشه در پی اوست. با وجود اینکه عمر کوتاه است، زمان به سرعت میگذرد و تغییرات فراوانی در زندگی رخ میدهد.
از صدر تا به صف همه لرزید عرش و فرش
در صف چو صدر زین تهی از آن جناب شد
هوش مصنوعی: از بالای عرش تا پایین زمین، همگی در صف به لرزه درآمدند؛ وقتی که مقام صدر از آن شخصیت بزرگ خالی شد.
اجزای کاینات سراپا بلند و پست
هر ذره ذره بی سر و پا ز اضطراب شد
هوش مصنوعی: تمام اجزای جهان، چه بالا و چه پایین، به طور مضطرب در حال حرکت و نوسان هستند و هر ذره از آنها بدون سر و سامان به این حال دچار شده است.
چرخ از روش ستاد و زمین در طپش فتاد
زیر و زبر جهان همه پر انقلاب شد
هوش مصنوعی: جهان در حال تغییر و تحول است و همه چیز در حرکت و نوسان است. زمین به شدت در حال تکان خوردن است و اوضاع به کلی دگرگون شده است.
از آه و اشک سینه و دامان باغ و دشت
صحرای آتش آمد و دریای آب شد
هوش مصنوعی: از ناراحتی و غم دل، بتوان افکار و احساسات را به دنیایی از زیبایی و آرامش تبدیل کرد. در اینجا، درد و اشک، همچون آتش در دشت و باغ، مجرای تغییر و تحولی عمیق به سوی آرامش و صفا هستند.
تا خون حلق اوکف صحرا نگار کرد
از خون دیده دامن زهرا خضاب شد
هوش مصنوعی: او با خون حلقش، صحرا را رنگین کرد و از اشکهایش، دامن حضرت زهرا را صحنهای زیبا و رنگارنگ نمود.
با آنکه جای غم نه ازین داغ ناگزیر
در باغ خلد فاطمه بی خورد و خواب شد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در بهشت فاطمه، جای اندوه و غم نیست، اما به خاطر این داغ ناگزیر، آنجا هم خواب و آرامش از دست رفته است.
ساکن شو ای فلک که درین دور دیر پای
بطحا و یثرب از حرکاتت خراب شد
هوش مصنوعی: ای آسمان، آرام بگیر که در این دوران طولانی، حرکات تو باعث خرابی شهرهای بطحا و یثرب شد.
ز آن خون بی گناه عجب تر که آن گروه
خشنود ازین شدند که کاری ثواب شد
هوش مصنوعی: عجب اینجاست که گروهی از این که کار خونی بیگناه انجام شد، راضی و خشنودند چون فکر میکنند که این کار باعث اجر و ثواب شده است.
آه از دمی که فارس میدان کربلا
چون اشک خود فتاد به دامان کربلا
هوش مصنوعی: ای کاش لحظهای که چهرهی قهرمان میدان کربلا مثل اشکی بر دامان زمین افتاد، از یاد نرود.