برگردان به زبان ساده
حسین ای خسرو لب تشنگانم
برادر
هوش مصنوعی: حسین، ای بزرگمردی که برادر من هستی و من تشنه محبت و علم تو هستم.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، برادر.
فروغ چشم و بازوی توانم
برادر
هوش مصنوعی: نور چشمان و قدرت بازوی من، برادر.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، تو همچون برادر من هستی و ما باید یکدیگر را درک کنیم و از هم حمایت کنیم.
فلک تا از حجازت پرده افراخت
برادر
هوش مصنوعی: آسمان تا زمانی که از حجاز پرده برداری کرد، برادر.
رهی جانسوز بنواخت
هوش مصنوعی: دردی عمیق و جانسوز وجودش را نوازش کرد.
عراقی ساخت آهنگ فغانم
برادر
هوش مصنوعی: برادر، عراقی آهنگی با صدای ناله و فغان من سروده است.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: برادر عزیز، برادر!
اجل از پشت زین با جسم صد چاک
برادر
هوش مصنوعی: مرگ از پشت اسب با جسمی پر از زخم، به سراغ برادر آمده است.
فکندت بر سر خاک
هوش مصنوعی: تو را بر سر خاک گذاشتم.
فلک زد بر زمین از آسمانم
برادر
هوش مصنوعی: آسمان بر روی زمین ظلم و ستم روا داشته است، به طوری که گویا برادر من است.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو باید بتوانی برادرانه رفتار کنی و همواره در کنار برادرانت باشی.
به دام روزگارت بال و پر ریخت
برادر
هوش مصنوعی: برادر، به دام مصیبتهای زندگی گرفتار شدی و آزادیات را از دست دادی.
فلک خاکم به سر بیخت
هوش مصنوعی: ستارهها بر سرم خاک پاشیدند.
همایون طایر عرش آشیانم
برادر
هوش مصنوعی: برادر، تو مانند پرندهای باشکوه و بلندپرواز هستی که در آسمانها زندگی میکند.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: برادر عزیز، برادر.
شفق فام آمد از خونت زمین آه
برادر
هوش مصنوعی: شفق رنگی به خاطر خون تو بر زمین پاشیده شده است، آه برادر.
فلک سوز آتشین آه
هوش مصنوعی: آسمان، شعلههای آتشین آه را میسوزاند.
ستاره سوخت در هفت آسمانم
برادر
هوش مصنوعی: برادر، در هفت آسمان، ستارهای که میدرخشید، اکنون از بین رفته است.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، تو برادر من هستی.
ز شاخ دولتت تا برگ و بر ریخت
برادر
هوش مصنوعی: وقتی که نعمت و خوشبختی تو به پایان رسد، همه چیز از تو دور میشود و دیگر هیچکس در کنارت نخواهد ماند.
قضا طوفان برانگیخت
هوش مصنوعی: سرنوشت، طوفانی به پا کرد.
وز آن صرصر بهار آمد خزانم
برادر
هوش مصنوعی: بیشتر روزهای زیبای بهار به خاطر وزش باد سرد پاییزی، به زودی به پایان میرسند، برادر.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، تو هم برادر منی.
سموم غم چنانم خشک و تر سوخت
برادر
هوش مصنوعی: غم و اندوه چنان مرا سوزانده که همه وجودم را خشک و عاری از احساس کرده است، برادر.
که تا آتش برافروخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش برافروخته شد.
گلی نگذاشت از یک گلستانم
برادر
هوش مصنوعی: برادر، در تمام این باغ، هیچ گلی برای من باقی نمانده است.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو برادری هستی که ارزشمند و محترم هستی.
ترا تا قامت از پیکان خونریز
برادر
هوش مصنوعی: تو را تا زمانی که برادر با تیرهای خونینت به تو حمله کند، خواهی ایستاد.
کمان ناوک آویز
هوش مصنوعی: کمان با تیرهایی که به آن آویخته شده است.
ز ناله ناوک از قامت کمانم
برادر
هوش مصنوعی: برادرم، از صدای نالهام که ناشی از تیرکمانم است، متوجه حالت من شو.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، دلگرمی تو را احساس میکنم.
گلت ماند از عطش نیلوفری رنگ
برادر
هوش مصنوعی: گل تو به خاطر عطش، رنگ نیلوفر را از دست داده و پژمرده شده است.
به دامان این دل تنگ
هوش مصنوعی: دلهای تنگ و گرفته را در آغوش میگیرم.
فشاند از دیده صد باغ ارغوانم
برادر
هوش مصنوعی: برادر، از چشمانم گلهای زرخوشبو و رنگین مانند باغهای ارغوان میبارد.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، تو هم برادر منی.
مرا افکنده بود اندوه اکبر
برادر
هوش مصنوعی: برادر بزرگم مرا با اندوه و ناراحتی عمیقی مواجه کرده است.
به دل یک دوزخ آذر
هوش مصنوعی: دل آتشین و ملتهب را تصور کن.
غمت یک باره زد آتش به جانم
برادر
هوش مصنوعی: غم تو به یکباره شعلهای به جانم میزند، برادر.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، تو همواره برای من اهمیت داری و برادری را فراموش نکن.
صفایی زین غم ار گویم بیانی
برادر
هوش مصنوعی: اگر بگویم که از این غم چه صفایی دارم، برادر، این حرف را بیان کردهام.
نویسم داستانی
هوش مصنوعی: میخواهم داستانی بنویسم.
زبان سوزد فرو ریزد بنانم
برادر
هوش مصنوعی: زبانم میسوزد و دستم، برادر، به درد آمده است.
برادر جان برادر
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو را میگویم.