برگردان به زبان ساده
خطر چون برد بیرون از جهان رخت
بر احوال غریبش سوختم سخت
هوش مصنوعی: خطر وقتی که از جهان خارج شد، من به خاطر حال عجیبش به شدت سوختم.
همی با نفس خود گفتم که هین باز
شد از دنیا یکی ز ارباب دین باز
هوش مصنوعی: با خودم فکر کردم که به زودی یکی از علمای دین از دنیا رفت.
دریغ حسرتا دردا که هر دم
ز چندین ره قضا افزود دردم
هوش مصنوعی: متاسفانه، هر لحظه به علت تقدیر و سرنوشت، بر غم و اندوه من افزوده میشود و حسرتهایم بیشتر میشود.
فرو بردند خاری در درونم
که چون گل پای تا سر غرق خونم
هوش مصنوعی: در درونم خاری را فرو کردند که باعث شد مانند گلی که از سر تا پایش خونین است، دردمند و زخمخورده شوم.
سپهر آمیخت داروئی به جامم
که جاوید ازخواصش تلخ کامم
هوش مصنوعی: آسمان مایعی را به نوشیدنی من اضافه کرد که به خاطر ویژگیهایش همیشه دلم را تلخ کرده است.
به فرط گریه افتادم ز فریاد
چه بی منت سرشکم داد دل داد
هوش مصنوعی: از شدت گریه به حالتی افتادم که فریاد میزدم، و بدون هیچ توقعی اشکهایم از دل میریختند.
درین ماتم که ماتم گر ثباتم
مگر زین غم هلاک آید حیاتم
هوش مصنوعی: در این عزاداری، اگرچه ثبات و استقامت دارم، اما این غم مرا از پا در میآورد و زندگیام را نابود میکند.
اگر کردم فزع بر من نگیرند
برادر مردگان عذرم پذیرند
هوش مصنوعی: اگر من دچار ترس یا وحشت شوم، برادرانم از من قضاوت بدی نکنند، چون مردگان به من فرصتی برای عذرخواهی میدهند.
صفائی آی و در اصلاح خود کوش
چرا از خویشتن گردی فراموش
هوش مصنوعی: به خودت رسیدگی کن و به بهبود حالت تلاش کن، چرا که فراموش کردن خودت کار خوبی نیست.
از این زال عروس آذین بپرهیز
ز دامان مهره مهرش فرو ریز
هوش مصنوعی: از این مرد پیر و سالخورده که لباس زیبایی بر تن دارد دوری کن، زیرا او میتواند تو را در دام عشق خود گرفتار کند و مرواریدهای محبتش را بر روی تو بریزد.
برادر را دعاکن کش به میعاد
ولی در بزم خوبش جای بخشاد
هوش مصنوعی: برادر را دعا کن که به ملاقات ولی برسد، اما در مهمانی زیبایش جا برای بخشش نیز وجود دارد.
که ازنیک و بد اینجا می بماند
خوشا هر کس که خود رفتن تواند
هوش مصنوعی: هر کس که توانایی ترک این دنیا را داشته باشد، خوشبخت است، زیرا در اینجا هم نیکی و بدی فقط میماند.
به تاریخش رقم کن قصه کوتاه
ریاست نالد از مرگ رئیس آه
هوش مصنوعی: در این دنیا، تاریخ و سرنوشت را با داستانی از ریاست و رنجهای آن ثبت کن. رنج بر اثر مرگ یک رئیس و اندوهی که از آن بر میخیزد، بیانگر آن است.