برگردان به زبان ساده
تا غایبی تو اهل صفا را حضور نیست
با صد چراغ بزم مرا بی تو نور نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در دسترس نیستی، کسی در جمع ما نتواند به آرامش و صفا برسد. حتی با وجود روشناییهای فراوان، فضای جمع من بدون وجود تو تاریک و بیروح است.
آنکش به التفات توان کشت دم به دم
خون ریختن به تیغ تغافل ضرور نیست
هوش مصنوعی: با توجه به توجه خاصی که به موضوع دارم، نیازی به کشتن و به خونریزی نیست. هر لحظه ممکن است آسیب بزنم و در عوض نیازی به تظاهر و بیتوجهی نیست.
شاید به قتلم از غم هجران دهی فراغ
وین لطف از مکارم خلق تو دور نیست
هوش مصنوعی: شاید تو به خاطر غم جداییام، اجازه دهی که به آرامش برسم و این کار از خوبیهای تو دور نیست.
ماندم تطاول تو کشم ورنه در رهت
تقصیرم از ندادن جان جز قصور نیست
هوش مصنوعی: ماندهام که از تو دوری بکشیم، اما اگر در راه تو نتوانم جانم را فدای تو کنم، نقص من جز بیتوجهی نیست.
بر ذیل آستین تو دست وصول نه
و ز خاک آستان تو پای عبور نیست
هوش مصنوعی: دست رسیدن به مقصود در آستین تو قرار دارد و هیچگاه نمیتوان از خاک پایگاه تو عبور کرد.
جاوید اگر جوار توام جایگه دهند
اندیشه ی قصور و تمنای حور نیست
هوش مصنوعی: اگر به من اجازه دهند در کنار تو باشم، دیگر نه به کمبودهایم فکر میکنم و نه به آرزوی معشوقههای زیبا.
هرگز شراب تلخ و ترش درمذاق من
چون بوسه های لعل تو شیرین و شور نیست
هوش مصنوعی: هیچ وقت شرابهای تلخ و ترش برای من به شیرینی و شور بوسههای تو نیستند.
برمن سزد زبان ملامت کنند باز
کم اختیار نیک و بد از باب زورنیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی به من انتقاد کند، باید بدانند که من در انتخابهای خوب و بد خود کاملاً آزاد نیستم و تحت فشار و اجبار قرار دارم.
با لاف دوستی به فراق تو زنده ماند
دیگر مگوی هان که صفایی صبور نیست
هوش مصنوعی: با ادعای دوستی به جدایی تو ادامه میدهم، دیگر نگو که صبر من بیفایده است.