برگردان به زبان ساده
نه جان از طعن تیغم آن قدر سوخت
که دل از طعنه ی تیر نظر سوخت
هوش مصنوعی: زندگیام به قدری تحت تأثیر حرفهای تند و زخمزبانها قرار گرفته که نه تنها روح من بلکه دل وعاطفهام نیز از نگاههای نیشدار دیگران آسیب دیده است.
نه تنها دیده و دل کآتش عشق
سرا پای وجودم خشک و تر سوخت
هوش مصنوعی: نه تنها چشم و دل من که آتش عشق تمام وجودم را سوزانده است.
به هجرانت خروشیدم چنان سخت
که کیوان را برافغانم جگر سوخت
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو آنچنان به شدت گریه و فریاد زدم که حتی ستاره کیوان هم از درد دلزده شد.
ز اشکم رخنه در بام و در افتاد
ز آهم پای تا سر بوم و بر سوخت
هوش مصنوعی: از اشکهایم، آبشارهایی به دیوار و در اتاق سرریز شد و به خاطر نالههایم، تمام سرزمین و آسمان در آتش سوخت.
سرشکم سیل در بحر و بر افکند
خروشم خاوران تا باختر سوخت
هوش مصنوعی: اشک من مانند سیلابی است که در دریا میافتد و صدای خشمگین من در شرق تا غرب را فرا میگیرد و همه جا را میسوزاند.
به تن صد تابم از مژگان برانگیخت
چه افسون ساخت کز پیکان پسر سوخت
هوش مصنوعی: من از نگاه تیرآسا و افسونگری مژگان او به شدت متاثر شدم؛ چنان که گویی تیر پسر، روحم را نشانه رفته و سوزانده است.
مرا از داغ رویش روزگاری است
که دل چون شمع هر شب تا سحر سوخت
هوش مصنوعی: من به خاطر غم چهرهاش مدتهاست که شبها مانند شمع، تا صبح در درد و سوز دل میسوزم.
سموم غم به کشتم آتشی ریخت
که شاخ خرمی را برگ و بر سوخت
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که بر من هجوم آورده، چنان آتشی به وجود آورده که باعث سوختن تمام شادیها و زیباییهای زندگیام شده است.
به دام روزگار از کاوش چرخ
همای دولتم را بال و پر سوخت
هوش مصنوعی: به دام روزگار و چرخ تقدیر، خوشبختی و سعادت من را نابود کرد و تمام امیدهایم را از بین برد.
صفایی ز آن در آهم نیست تأثیر
که عشقم ناله را در دل اثر سوخت
هوش مصنوعی: عشق من به قدری عمیق و شدید است که حتی نالهها و احساساتم هم نمیتوانند تأثیری بر قلبم بگذارند و آن را آرام و صاف کنند.