برگردان به زبان ساده
علیالصباح چه گلها که در گلستانها
زدند چاک ز رشک رخت گریبانها
هوش مصنوعی: در صبحگاه، چه گلهایی که به خاطر زیبایی تو در باغها شکفته شدند و این زیبایی چنان چشمنواز است که باعث حسادت دیگران شده و لباسهایشان را میدراند.
ز شوق روی تو در نالهاند ورنه بهار
بهانهای است برای هزاردستانها
هوش مصنوعی: به خاطر شوق دیدن تو، این نالهها به وجود آمدهاند، وگرنه بهار فقط بهانهای است برای هزاران آرزو و شوق که در دل داریم.
به سِحر چشم تو نازم که با هزاران صید
به جای مانده هنوزش خدنگ مژگانها
هوش مصنوعی: به زیبایی و جاذبهٔ چشمانت افتخار میکنم، چرا که با وجود هزاران شکار و دلربایی، هنوز هم تیر مژگانهایت کارگر است و تاثیرش باقی مانده است.
گرفتم آنکه ستادم دل از کفت چه کنم
کفی حریر که در وی نشسته پیکانها
هوش مصنوعی: من کسی را در اختیار دارم که دل از او گرفتهام، حالا چه بکنم با احساساتی مانند آن کفی نرم و لطیفی که تیغههای تیز در آن نشستهاند؟
میان طالب و مطلوب مقتدا و مرید
به عهد حسن تو در هم شکست پیمانها
هوش مصنوعی: در میان خواسته و خواست، پیشوایی و پیروئی بر اساس پیمان نیکوی تو، همه تعهدات را از هم گسسته است.
به حلقهحلقهٔ زلفت دلم گرفتار است
برای یک تن تنها که دید زندانها
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلفهای تو در بند و اسیر است، برای کسی که به خاطر او تنها به دیدن زندانها رفته است.
به دفع درد مفرما مرا به سوی طبیب
که خستهٔ تو ندارد خیال درمانها
هوش مصنوعی: به من کمک نکن که به سراغ دکتر بروم، چون او خود خسته است و امیدی به درمان ندارد.
ز فضل عشق همین فیض بس که هر شب و روز
عطا کند به من از نقد اشک دامانها
هوش مصنوعی: از برکت عشق، همین کافی است که شب و روز برای من از اشکهای کنج دامنش عطا میکند.
دل شکسته که پامال زلف سرکش تست
مگو دل آمده گویی اسیر چوگانها
هوش مصنوعی: دل شکستهای که تحت تأثیر زلفهای بیپروا و شیدایی توست را نگو! دل گویی به میدان بازی آمده و همچون صفحهای چرخان در چنگال بازیگران است.
شدم به مغلطه در جرگهٔ سگان درت
بدان امید که خوانی مرا یکی زآنها
هوش مصنوعی: به خودم گفتم شاید با کثیفترین و حقیرترینها رفت و آمد کنم، شاید آنها من را به حساب بیاورند و به من توجه کنند.
به پای دوست صفایی سر افکنم که روی
که نیست قابل قربان مقدمش جانها
هوش مصنوعی: من به خاطر دوستیام، با افتادن به پای او، به اوج شادی و صفا میرسم، چرا که زیباییاش به حدی است که جانها را قربانی قدمش میکند.