برگردان به زبان ساده
عجب دارم تو با این خوب رویی
نیندیشی چرا از تند خویی
هوش مصنوعی: عجب میکنم که با این زیبایی و چهرهی خوب، چرا به تندخویی و زود رنجی فکر نمیکنی؟
امان از چشم فتانت که دارد
به عین شرم چندین فتنه جویی
هوش مصنوعی: آه، چه بلاهایی که از نگاه جذاب و فریبندهات به وجود میآید! چشمان تو با شرم و حیا، اما در عین حال، شوق و آرزوی فتنهانگیزی را میپروراند.
کنم گوشت به فرمان ه رچه باشد
نهم گردن به حکمت هر چه گویی
هوش مصنوعی: من به حرفهای تو گوش میدهم و هر چه بگویی را قبول میکنم و با عقل و حکمت هر چه را که لازم باشد انجام میدهم.
دمیدت آفتاب از پیش رو باز
زهی بی شرمی و بی آبرویی
هوش مصنوعی: آفتاب از جلوی تو طلوع کرد، اما تو به راستی بیشرم و بیآبرو هستی.
به زلفت داشتی زنجیر پیوند
اگر بودی مر او را نافه جویی
هوش مصنوعی: اگر موهای تو زنجیری برای پیوند بود، او نیز میتوانست همچون جویی در آن جاری شود.
به قدت نسبتش بودی اگر سرو
نبودی عاری از این مشک مویی
هوش مصنوعی: اگر قد تو نبود، دلیلی نداشت که تو بدون مشک مویی، به زیبایی سرو باشی.
به چشمم با هزاران دور پایی
نسودی پا فغان زین دیر پویی
هوش مصنوعی: به چشم من، با وجود اینکه فاصلههای زیادی را طی کردهای، هنوز هم در این مکان قدیمی نتوانستهای از سر پایینی پاک شوی.
مرا هجر تو و آنان را جوار است
دریغ از منصب سگ های کویی
هوش مصنوعی: من از دوری تو رنج میبرم و آنها در کنار خودت زندگی میکنند. افسوس که من حتی به مقام و جایگاه سگهای کوی تو هم نمیرسم.
نگنجد در قلم حسنت که بی حرف
سبق بردی ز خوبی در نکویی
هوش مصنوعی: زیبایی تو آنقدر زیاد است که هیچ کلامی نمیتواند آن را توصیف کند، زیرا تو با حسن و خوبیات از همه سبقت گرفتهای.
بیانت خام و معنی ناتمام است
صفایی در صفاتش هر چه گویی
هوش مصنوعی: سخن تو خام و مفهومش ناتمام است، هر چه از صفات او بگویی، همچنان خلوص و زیبایی در آن وجود دارد.