برگردان به زبان ساده
دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
آه سبک خیز بود و اشک گران پای
هوش مصنوعی: شب گذشته در غم تو، کسی همراه و همفکر من بود که به آرامی حرکت میکرد و اشک زیادی میریخت.
تا سحر از سینه خاست آه فلک سوز
تاکمر از دیده ریخت اشک شمرزای
هوش مصنوعی: تا صبح شب، از دل به شدت آه میکشید، بهطوریکه کمرم از اشک بههم ریخت.
مقروح افتاد هم زگریه مرا چشم
مجروح افتاد هم ز ناله مرا نای
هوش مصنوعی: چشم من از گریه زخم خورده است و صدایم به خاطر نالهها آسیب دیده است.
گاه به خاکم نشست اشک زمین سیر
گه به سپهرم گذشت آه فلک سای
هوش مصنوعی: گاهی اشک من به زمین میافتد و گاهی آه من به آسمان میرسد.
اشک جهانگیر من دوید بهر جوی
آه فلک گرد من رسید بهر جای
هوش مصنوعی: اشکهای فراوان من به سمت جوی آب به راه افتاد و غم و اندوه آسمان به دور من حرکت کرد و در هر جا که رفتم به من رسید.
بسترم از آب دیده ماند تراتر
پیکرم از تاب سینه سوخت سرا پای
هوش مصنوعی: بستر من از اشک خیالم خیستر است و پیکرم از شدت داغ و سوزش درونم تمام وجودم سوخته است.
رفت به چرخم فغان هاویه پیوند
ریخت به خاکم سرشک بادیه پیمای
هوش مصنوعی: به آسمان عروج کردم و فریادهایی از جهنم شنیدم، دل به غم خاک سپردم و اشک را بر اثر سفر در بیابان ریختم.
دیده ام از افتراق گریان چون ناو
سینه ام از التهاب نالان چون نای
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر جدایی اشک میریزد و دلام به شدت میتپد و نالان است.
شب همه هم راز و هم نشین صفایی
ناله ی جانکاه بود و اشک غم افزای
هوش مصنوعی: در شب، همه به یکدیگر نزدیک و همراز بودند، و صدای نالهای دردناک و اشکهای غمانگیز فضای آن را پر کرده بود.