برگردان به زبان ساده
به پایان رفت در بزمت مرا دوش
که از حور و قصورم شد فراموش
هوش مصنوعی: دیشب در میهمانی من به پایان رسید و به قدری غرق لذت شدم که همه چیز از جمله زیباییها و آثار دلانگیز از یادم رفت.
کشیدم باده از مینای آن لعل
که دارد عقل را مخمور و مدهوش
هوش مصنوعی: نوشیدنی از لیوان آن گوهر زیبا را نوشیدم که عقل انسان را مست و گیج میکند.
به گرمی دم و گیرایی چشم
ربودی هوشم از سر تابم از توش
هوش مصنوعی: گرمای نفس و جاذبه چشمانت هوش و حواسم را تحت تاثیر قرار داده و از شدت عشق و شوق تو به شدت شاداب و سرزندهام.
می از چشمت خورم وز غمزگان زخم
عجب نیشی مرا دادی پس از نوش
هوش مصنوعی: از چشمانت شرابی مینوشم و از زخمهایی که با ناز و غمزه به من زدی، تحیر و شگفتی عجیبی دارم. بعد از نوشیدن این شراب، نیشی به من دادی.
اگر آب جمالت تاب جان نیست
چرا چون مر...آورده در هوش
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو به من جانی نمیبخشد، چرا چهرهات مرا به شگفتی واداشته است؟
چه کام از سرو بن جویی که ناکام
به یک موقف بود موقوف و خاموش
هوش مصنوعی: درخت سرو در کنار جویبار، غمگین و بیصدا است، زیرا در یک لحظه ناکام مانده و دیگر از حرکت بازایستاده.
بجو سروی لغزرانی نظر دزد
بجو ماهی قصب پوشی قدح نوش
هوش مصنوعی: به دنبال سروی بگرد که در حرکت است و به دنبال کسی باش که مانند ماهی در لباس قصب (جلبک) پنهان شده است و همچنین به سراغ مشروب بزن.
دلارامی سخندان مالک چشم
گلندامی غزل خوان صاحب گوش
هوش مصنوعی: شخصی با نرمی و آرامش سخن میگوید و چشمانش مانند گلی زیباست. او در هنر غزلخوانی مهارت دارد و کسی که به کلامش گوش میدهد، لذت میبرد.
که در چشمش بود از جور دل دید
که در گوشش بود از جنس جان هوش
هوش مصنوعی: در چشمان او از ظلم دل را میدید و در گوشش از جنس جان به هوش بود.
به فرط کاوش از خویشم بری ساخت
ز بدخواهم چه منت هاست بر دوش
هوش مصنوعی: به خاطر تلاش بسیار و جستجو درباره خودم، از وضعیت ناگواری که داشتم رها شدم. اکنون نمیدانم چه بارهایی بر دوشم است و چه مشکلاتی را باید تحمل کنم.
صفایی را به سهو ار ناوری یاد
به عمد از خاطرش ناور فراموش
هوش مصنوعی: اگر عمداً یاد کسی را فراموش کنی، بهتر است که بهطور ناخواسته و تصادفی از یادش ببری.