برگردان به زبان ساده
بیا ساقی عرق در جام زر ریز
در آب خشک مروارید تر ریز
هوش مصنوعی: بیا دوست، شراب را در جام طلایی بریز و در آب، مروارید تازه بریز.
هلالی جام را شکل قمر کش
به بزم می کشان طرح دگر ریز
هوش مصنوعی: هلالی که به شکل ماه است، جام را به میخانه میآورد و نقشهای دیگر بر روی آن میریزد.
حریفان را به قدر وسع پیمای
چو دور افتاد با من بیشتر ریز
هوش مصنوعی: با توجه به تواناییات، رقبایت را بسنج و وقتی از من دور شدی، بیشتر تلاش کن.
ز پا دامان زنگاری به بر زن
ز سر گیسوی مشکین برکمر ریز
هوش مصنوعی: از زنجیری زنگ زده خود را آزاد کن و به آغوش بغل گیر که موهای مشکیات را به دور کمر او بریزی.
وگر خواهی مرا محروم و ناکام
بیا وز فرقتم نقشی بتر ریز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مرا بیخبر و ناامید کنی، پس از من جدا شو و به طور کامل رابطهام را از بین ببر.
به عین وصل هجرانم به یاد آر
نشاط و اندهم بر یکدگر ریز
هوش مصنوعی: به خاطر بسپار که در لحظههای وصال و جدایی، احساس شادی و اندوهم را با هم درآمیختهام.
مرا گر آه سوزان از جگر کش
مرا گر اشک غلطان از بصر ریز
هوش مصنوعی: اگر دلتنگی عمیقی از درونم به وجود بیاید یا اگر اشکی از چشمانم بریزد، این احساسات، نشاندهندهی درد و غم عمیق من است.
ز آب دیده دامانم شمر ساز
ز تاب سینه نیرانم به بر ریز
هوش مصنوعی: از چشمانم اشکها میریزد، همچون دامنی که زیر باران خیس شده است. دل پرتابی از درد دارد و میخواهم آن را در آغوش بگیرم.
ترا چندانکه شکر ریزد از لعل
مرا از جزع دریازا گهر ریز
هوش مصنوعی: هر قدر که تو از لبان شیرین خود شکر میریزی، من نیز از درد و اندوهم اشک میریزم مثل دریا که گوهر میافشاند.
پس از آن مایه زاریها به پاداش
به کام از بوسه ام تنگی شکر ریز
هوش مصنوعی: پس از این همه گریه و ناله، حالا به خاطر بوسهای که به تو میزنم، طعم شیرینی را احساس میکنم.
صفایی غافل از مژگان به پایش
اگر دستت دهد خاکی به سر ریز
هوش مصنوعی: اگر بیخبر از زیبایی او، دستی به خاکش بکشید، حتی آن خاک هم بر سر شما میریزد.