برگردان به زبان ساده
ستم گری که جفا کیش اوست دل برباید
ندانم ار به وفا خو کنند چه فتنه نماید
هوش مصنوعی: کس که جور و ستمش بر قلبها سنگینی میکند، اگر روزی دل کسی را بدزدد، نمیدانم اگر با محبت و صداقت رفتار کند، چه عواقبی ممکن است به بار بیاورد.
بتی که با همه کین عالمیش عاشق و حیران
خدا نکرده چه خواهد شد ار به مهر گراید
هوش مصنوعی: اگر کسی با تمام کینههایی که از دنیا و مردم دارد، نتوانسته به عشق و حیرت خداوند دست یابد، اگر روزی به محبت کسی دیگر گرایش پیدا کند، چه سرنوشتی خواهد داشت؟
چو عمر رفت و وعیدم به قتل داد دریغا
فزودم انده دیگر که عهد بست و نپاید
هوش مصنوعی: وقتی عمرم گذشت و وعدهای که درباره قتل من بود به حقیقت پیوست، افسوس که بر رنجشهای دیگری افزوده شد، چرا که قولی که داده شد، پایدار نماند.
مرا ز پای درآورد و دل خورم که ندانم
پس از هلاک من آیا غم تو با که برآید
هوش مصنوعی: او مرا به زانو درآورد و دل من در عذاب است، نمیدانم پس از مرگم آیا کسی هست که برای غم تو بگرید.
هلاک خود به فراق اختیار کردم و شادم
که بی تو مرگ مرا ممکن است و صبر نشاید
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری از تو خود را به هلاکت میاندازم و خوشحالم که مرگم بدون تو ممکن است؛ زیرا تحمل این دوری از تو برایم ممکن نیست.
من و غم تو و دنیا و آخرت دگران را
اگر ملال بکاهد وگر نشاط فزاید
هوش مصنوعی: من و درد تو و زندگی و آخرت دیگران، اگر غم و اندوهی را کم کند یا شادی و نشاطی را بیشتر به وجود آورد، چه خوب است.
مرا ز خانه به گل گشت بوستان نفرستی
که بی توام ز تماشای باغ دل نگشاید
هوش مصنوعی: مرا از خانه بیرون نکن، زیرا بدون تو از تماشای زیباییهای باغ دل خوشحال نخواهم شد.
اگر تو روی نپوشی میان مردم ازین پس
کسی ز شرم تو باغ بهشت را نستاید
هوش مصنوعی: اگر تو در میان مردم خود را پنهان کنی، دیگر هیچکس به خاطر شرم تو به بهشت تکیه نخواهد کرد.
یکی در برابر واعظ بیا و پرده برافکن
حدیث حور بگو دیگر این قدر نسراید
هوش مصنوعی: کسی بیاید و در برابر واعظ صحبت کند و پرده از حقیقت بردارد، حرف از حوریان بهشت بزند. دیگر نیازی نیست اینقدر واعظی به تکرار و داستانپردازی بپردازد.
تحمل غم هجران مجو دگر صفایی
که این امور خود از شخص ناصبور نیاید
هوش مصنوعی: غم جدایی را تحمل نکن، زیرا زیبایی این احساسات از کسانی که صبر ندارند، ناشی نمیشود.