برگردان به زبان ساده
خیال هر دو جهان هرچه جز هوای تو باشد
برون کنیم ز سامان جان که جای تو باشد
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز عشق تو در زندگیام باشد را کنار میزنم و تنها به یاد تو و برای تو زندگی میکنم.
جدا مکن ز خود آن را که از کمال محبت
رضا شود به جدایی اگر رضای تو باشد
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخصی به عشق و محبت عمیق اشاره میکند و میگوید که اگر کسی به جدایی و دوری از محبوب راضی باشد، نباید او را از خود دور کند، چرا که این جدایی ممکن است به خاطر علاقهای عمیق باشد. در واقع، اگر جدایی خواسته تو باشد، باید آن را پذیرفت، زیرا محبت واقعی در این است که خوشبختی و رضایت دیگری را در نظر بگیریم.
مزن به تیغ تغافل به دست مرحمتم کش
اگر عطای تو موقوف بر جفای تو باشد
هوش مصنوعی: مرا به دست خودت نرنجان، اگر بخشش و محبت تو به ظلم و بیمهریات وابسته است.
به قتل بر سر جانم گذار منت وافی
گر این کمینه نوا در خور فدای تو باشد
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم به خطر بیندازی تا به خواستهات برسم، بگذار تا این کمترین نوا و سرود من فدای تو شود.
شکنج عشق و شمار شکیب را تو چه دانی
غمی که بهره ی من شدکجا برای تو باشد
هوش مصنوعی: تنهایی و درد عشق را تو چه میدانی؟ غمی که بر من فرود آمده، چطور میتواند برای تو معنایی داشته باشد؟
ز سر به دوش میفکن کمند طره چه حاصل
از آن که دو دل خلق در قفای تو باشد
هوش مصنوعی: موهای خود را به دوش نینداز، زیرا از آن چه نتیجهای حاصل میشود که دو دل عاشق پشت سر تو باشند؟
مزار مسکنت خود به سلطنت نفریبی
که شه گدای کسی شد که او گدای تو باشد
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که به جای فریب خوردن از ظواهر و مقامهای اجتماعی، باید به ریشههای خود و معنویات اهمیت داد. در حقیقت، انسان نباید به پست و مقامها تکیه کند، چرا که در نهایت ممکن است کسی که در ظاهر در موقعیت پایینتری قرار دارد، در باطن دارای ارزشهای بالاتری باشد.
به سر درآیم و بوسم گذر که همه کس را
بدان امید که شاید محل پای تو باشد
هوش مصنوعی: من با امیدی به سر در میآیم و میبوسم که شاید اینجا محلی باشد که پای تو به آن برسد.
به گاه نزع نگه نیز از او مجوی صفایی
بهای جان تو چه بود که خونبهای تو باشد
هوش مصنوعی: در لحظات سخت و درگیری، به دنبال زیبایی و آرامش نباش، زیرا ارزش جان تو چقدر است که بخواهی بهای آن را با خون خود بپردازی.