برگردان به زبان ساده
چون یار سخن راند وز نطق شکر بارد
خاموشی آن لب را شکر چه دهن دارد
هوش مصنوعی: وقتی محبوب صحبت میکند و از دهانش شیرینی میریزد، آن لب خاموش چه نیازی به شکر دارد؟
بی پرده یکی بخرام تا باز ببینم کیست
کز رخ چو تو مه سازد و ز قد چو تو سرو آرد
هوش مصنوعی: بیپرده جلوهگر شو تا دوباره ببینم کیست که با چهرهاش همچون ماه میدرخشد و قدش مانند سرو است.
برخیز و به جای خویش بنشان همه خوبان را
کاین دست چمیدن ها سرو چمنی نارد
هوش مصنوعی: بلند شو و همه خوبان را در جای خود بنشان، چرا که این نشستن و دست کشیدنها مانند چمن سرو، بیخود و بیفایده است.
یک چین ز خم گیسو در راه صبا وا کن
تا نافه ی چین خود را گلبوی نپندارد
هوش مصنوعی: یک تکه از موهای خود را در مقابل نسیم رها کن تا کسی که از زیبایی های تو خبر ندارد، گمان نکند که موهایت مثل گل له شده و پژمرده است.
دهقان قدیم از نو گو درهمه جایش زین پس
تخمی به از این باشد نخلی به از این کارد
هوش مصنوعی: کشاورز قدیمی از نو میگوید که در همه جا، از این به بعد، باید بذر بهتری بکاریم و از این درختها با کیفیتتر بکاریم.
چشمی به سپهر افکن چهری بگشا بر مهر
تا باهمه رخشانی خود را چوتو ننگارد
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن و چهرهات را به سوی خورشید باز کن، تا با تمامی درخشانی که داری، خود را ننگینی نپنداری.
بسرای که کس نشنید جز آن دهن نوشین
گر بسته نمک پاشد ور غنچه حدیث آرد
هوش مصنوعی: بخوان که صدایی از کسی به گوش نرسیده، تنها آن دهان شیرین صحبت کند. اگر نمک بر زخمها پاشیده شود یا از غنچهها داستانی نقل شود.
دعوی همه بی معنی آن طالب صورت را
کز رای تو رو تابد و ز خوی تو سر خارد
هوش مصنوعی: دعوی و ادعاهای تو بیمعناست، زیرا کسی که فقط به ظواهر توجه دارد، از قضا تو را پس میزند و از ذات تو دور میشود.
بازم به قدومت سر گر مرگ امان بخشد
ریزم به حضورت جان گر حادثه بگذارد
هوش مصنوعی: باز هم برای دیدن تو حاضر میشوم، حتی اگر مرگ اجازه بدهد. جانم را در حضورت نثار میکنم، اگر حادثهای پیش نیاید.
روزی بنواز از وصل زاو شب هجران را
دندان به جگر تا چند بر صبر بیفشارد
هوش مصنوعی: روزی با وصل محبوب، دل را شاد کن و در شب هجران، دندان بر جگر بگذار. تا کی باید بر صبر خود افزوده و رنج کشید؟
یک ره قدمی از لطف بر فرق صفایی سای
تا هست به کف جانیش در پای تو بسپارد
هوش مصنوعی: یک قدم از مهربانیات را بر سر من بگذار تا جانم را به پای تو نثار کنم.