برگردان به زبان ساده
بر مهر تو مه را مشتری نیست
وگر باشد کسی جز مشتری نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو، هیچ چیز دیگری را قابل مقایسه نمیکند و اگر هم کسی باشد که در این رابطه مقایسه شود، باز هم او تنها در حد و اندازه تو نیست.
به فر چهر و فرخ فالت ای ماه
تعالی الله عروس خاوری نیست
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا و با شکوه، خوش شانسی و فال نیک تو را میستایم. تو مانند عروس آفتاب در سرزمین شرق نیستی.
بدین اخلاق و خوشخویی ملک نی
بدین اندام وگلرویی پری نیست
هوش مصنوعی: با این رفتار نیکو و خوشاخلاقی، ملک و پادشاهی وجود ندارد که به زیبایی و چینش اندام و چهرهاش باشد.
به محشر از تماشای تو فردا
چو امروزم مجال داوری نیست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من نمیتوانم به تماشا و قضاوت درباره تو بپردازم، چرا که امروزم فرصتی برای این کار نیست.
بتی از حلقه ی خوبان به عشاق
بدین مهر و محبت پروری نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبت میان عاشقان، نتیجه ی محبت و دوستی خوبان است و بدون این محبت، جایی برای پرورش عشق وجود ندارد.
تنی جز من ترا زین جان نثاران
بدین صدق و ارادت گستری نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه من از جان و دل برای تو فداکاری نمیکند و در این محبت و ارادت، کسی به پای من نمیرسد.
به تعظیم قدت استاده بر پای
وگرنه سرو قصدش همسری نیست
هوش مصنوعی: به خاطر ارادت و احترام به قامت تو ایستادهام وگرنه درخت سرو که بلندی و زیباییاش مشهور است، هیچ قصدی برای همسری ندارد.
مگر یک ره به بزمت زهره ره یافت
که آهنگش به جز خنیاگری نیست
هوش مصنوعی: شاید فقط یک بار به مجالست تو فرصتی پیدا کردم که آهنگ و صدای خوش به جز هنر موسیقی چیزی ندارد.
به دامت مرغ دل از هجر نالد
خروش وی ز بی بال و پری نیست
هوش مصنوعی: دل از غم جدایی به شدت ناله میزند، اما او به خاطر نداشتن بال و پر نمیتواند پرواز کند و آزادانه فرار کند.
نسودی بر سرم پای از حقارت
غم از سودای بی پا و سری نیست
هوش مصنوعی: غمی بر سرم نیست و پایم را نیز نمیسوزاند، زیرا هیچ آرزویی برای چیزی ندارم که نه پا دارد و نه سر.
صفایی را چودل بردی نگهدار
مگو این از شروط دلبری نیست
هوش مصنوعی: وقتی که دلبر زیبایی را از خود دور کردی، نگو که این یکی از شرایط جذب عشق نیست.