برگردان به زبان ساده
تو ساقی ای کفت مجلای انوار
بما ده ساغری از باده سرشار
هوش مصنوعی: شما ای ساقی، که درخشندگیات چشمنواز است، به ما میمستی پر از شراب بده.
ادر کاسا و ناولها باسمی
و اسم قد تجلی فی طلسمی
هوش مصنوعی: در کاسهای که نامی دارد، و نامی قدیمی در آن به طور معجزهآسا نمایان شده است.
هوالله الذی لا شک فیه
یفر المرء فیه من آخیه
هوش مصنوعی: خداوندی است که در او هیچ شکی نیست و آدمی در کنار او از برادر خود نیز فرار میکند.
بنور باده کن ما را هدایت
بسمت ذات بیحد و نهایت
هوش مصنوعی: با نوری که از نوشیدن شراب به ما میرسد، ما را به سوی وجودی که بیپایان و بینهایت است، راهنمایی کن.
منم آن تیهوی وامانده از کار
که باشد باز دولت را خریدار
هوش مصنوعی: من شخصی هستم که در زندگی، دچار شکست و ناکامی شدهام و در جستجوی راهی برای بازگشت به سوی موفقیت و سعادت هستم.
چو باز آمد نماند فر تیهو
بریزد جمله بال و پر تیهو
هوش مصنوعی: وقتی که پرنده باز به سفرش برگردد، دیگر نشانی از تیهو باقی نمیماند و بال و پر تیهو به طور کامل میریزد.
منم آن پشه کم زور لاغر
که دارد کشمکش با باد صرصر
هوش مصنوعی: من یک پشه ضعیف و لاغر هستم که با سختی و ناتوانی با بادی بسیار تند و قوی میجنگم.
چو باد آمد نماند پشه بر جای
تجلی شد نپاید کوه بر جای
هوش مصنوعی: زمانی که باد میوزد، هیچ پشهای بر جای خود باقی نمیماند و وقتی عظمت و شکوهی ظاهر میشود، کوهها نیز نمیتوانند ثابت بمانند.
من آن صیدم که بگریزد ز شمشیر
درین هامون و گردد از پی شیر
هوش مصنوعی: من به نوعی هستم که در این بیابان، از تیغ شمشیر فرار میکنم و به دنبال شیر میروم.
چو بیند صید لاغر شیر ناهار
دهد دندان ز مغز صید آهار
هوش مصنوعی: وقتی که شیر، شکار لاغری را میبیند، دندانهایش را بهسوی آن نشانه میرود و از مغز شکار تغذیه میکند.
ظلومم یا جهولم هر چه هستم
نظر باز و حریف و می پرستم
هوش مصنوعی: هر چه که هستم، چه ظالم باشم یا نادان، با چشمانی باز به دنیا نگاه میکنم و عاشق شراب و رفیقم.
طلبکار شراب فرق سوزم
کمون جمع را سر بروزم
هوش مصنوعی: در جستجوی شراب، دلتنگیام را پنهان میکنم و در جمع دیگران، درد و سوزش وجودم را از چشمها پنهان میسازم.
نه در فرقم نه در جمعم کجایم
بجمع الجمع این دولتسرایم
هوش مصنوعی: من نه در حالت انزوا هستم و نه در جمع دیگران، در کجایم که در این مرکزیت و در این مقامات مهم قرار دارم.
مر امن دانی و من رسته از خویش
من از خود رسته سلطانم تو درویش
هوش مصنوعی: من در زندگی از خودم فاصله گرفتهام و به مقام و مرتبهای رسیدهام که شایستگیام را نشان میدهد. اما تو هنوز در حال جستجوی زندگی ساده و بیادعایی هستی.
مر امن خوانی و من نیستم من
که من برخاستم بنشست ذوالمن
هوش مصنوعی: تو در آرامش هستی و من در شور و هیجان. من که از خواب و خاموشی برخاستم، دیگر مثل گذشته آرام ننشستهام.
تو پنداری که من آن یار یارم
که با اغیار در بوس و کنارم
هوش مصنوعی: تو تصور میکنی که من همان محبوبی هستم که با دیگران در محبت و نزدیکی هستم.
بذات آنکه جز او نیست هستی
که گر جز او بینم می پرستی
هوش مصنوعی: این عبارت به این مفهوم اشاره دارد که تنها وجود واقعی و حقیقی، همان وجود خداوند است و هر چیز دیگری در مقایسه با او حقیقت ندارد. اگر غیر از خدا را ببینم و به آن اهمیت دهم، در واقع به آن چیز دلبستگی و وابستگی دارم.
خم و خمخانه و جام و می و مست
بود او هر چه بود و باشد و هست
هوش مصنوعی: او در حال نشستن در خمخانه، با جامی پر از شراب و در حالت مستی بود، و هر چه که هست یا خواهد بود، همین است.
چو اهریمن مشو موقوف غایت
که نبود علم یزدان را نهایت
هوش مصنوعی: هرگز مانند اهریمن متوقف نشو، زیرا علم خداوند هیچ حد و مرزی ندارد.
ممان موقوف اطوار و مراحل
بهر طورست باید گشت واصل
هوش مصنوعی: انسان در مسیر زندگی و رشد به مراحل و روشهای مختلفی نیاز دارد. برای رسیدن به هدف و حقیقت، باید به تحول و پیشرفت خود ادامه دهد و هر لحظه آماده یادگیری و تغییر باشد.
پس از این وصل دور اتصالست
که حقست این نه آن دور محالست
هوش مصنوعی: بعد از این ارتباط، دوری وجود ندارد؛ این حقیقتی است که هیچ دوری واقعی نیست.
بدور اتصال ار مرد پاید
هزاران سال هر ساعت فزاید
هوش مصنوعی: اگر انسان از ارتباط و پیوند جان دور باشد، حتی اگر سالهای زیادی بگذرد، هر لحظه بر مشکلات و چالشهای او افزوده میشود.