برگردان به زبان ساده
آتش طور و طوی را قبسم
نار موسی کف عیسی نفسم
هوش مصنوعی: آتش کوه طور و سرزمین طوای را در دست دارم، همانطور که آتش موسی و نفس عیسی را نیز در درون خود میپرورانم.
خاکم و نیست کن آب هوی
آبم و مطفی نار هوسم
هوش مصنوعی: من از خاک هستم و خواهش میکنم که به من آب بدهی تا از آرزوها و خواستههای نادرست خودم رهایی یابم.
باز سلطانم با رشته و بند
چند روزیست اسیر قفسم
هوش مصنوعی: در حال حاضر به مدت چند روزی، تحت کنترل و محبوس در قفس خودم هستم، در حالی که همچنان پادشاه هستم و با زنجیرها و بندها محاصره شدهام.
بشکنم این قفس از قوت پر
گر بود فر تو فریاد رسم
هوش مصنوعی: اگر پرندهام از قدرت بالهایش، قفس را بشکنم و آزادیام را به دست بیاورم، فریادم را به آسمان میرسانم.
دوش در قافله آواز رحیل
خورد بر گوش ز بانگ جرسم
هوش مصنوعی: شنبه شب در میان گروه، صدای دلنواز وداع به گوشم رسید.
گر توئی قائد من دوش بدوش
میروم با تو نه پیش و نه پسم
هوش مصنوعی: اگر تو رهبری من باشی، کنار تو به سوی هدف میروم، نه جلوتر و نه عقبتر.
لنگ لنگانه ز دنبال رسید
تاخت تا غایه قصوی فرسم
هوش مصنوعی: با ناامیدی و کُندی به دنبال هدفی که دارم میرسم و میخواهم به بالاترین نقطهای که ممکن است برسم.
نشود یار کسی در دل من
خانه کردست که من هیچکسم
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در دل من جا بگیرد، زیرا من برای کسی ارزش و اهمیتی ندارم.
شبروم ولیک نیم رهزن کس
که سر راه بگیرد عسسم
هوش مصنوعی: من به جایی میروم، اما هیچ کس را نمیگذارم که در مسیرم مانع ایجاد کند یا به من آسیب برساند.
دل من رای ضلالت نکند
که ز انوار هدی مقتبسم
هوش مصنوعی: دلم راهی را نمیرود که به تاریکی ختم شود، چون از نور هدایت بهرهمند هستم.
تاب عشقست نه تب عقل حکیم
گشت مات از حرکات مجسم
هوش مصنوعی: عشق همچون حرارتی است که عقل و خرد را دچار حیرت و سردرگمی میکند و از تماشای زیباییها و حرکات موجودات زنده به شگفتی میآورَد.
دل من درج ل آلیست مبین
خسته لطمه دریاست خسم
هوش مصنوعی: دل من در آتش عشق میسوزد و مانند دریا بیپایان خسته و آزرده است.
زافتاب رخ معشوق دمید
غره صبح امید از غلسم
هوش مصنوعی: از نور چهره معشوق، صبح امیدی به وجود آمد که در دل تاریکیها و خوابهای ناامیدی، پرتو افشانی میکند.
منکر وحدت سلطانی تست
گرچه بازست اسیر مگسم
هوش مصنوعی: هرچند که به ظاهر از سلطنت تو غافل هستم، اما در باطن همیشه در چنگال تو هستم.
تو بپرواز بیکتائی خویش
من درویش بکونین بسم
هوش مصنوعی: تو به آزادی و بینهایتی خود پرواز کن، من به عنوان یک درویش در این دنیا زندگی میکنم.
از تو ای کوی تو مقصود صفا
نیست جز فقر و فنا ملتمسم
هوش مصنوعی: از تو، ای کوی محبوب، هدفی جز خلوص و فقر و فنا برایم وجود ندارد.