برگردان به زبان ساده
تا شد دل من معتکف دار حقیقت
پی برد درین دار باسرار حقیقت
هوش مصنوعی: وقتی دل من به معنای واقعی خود مشغول شد و در جستجوی حقیقت قرار گرفت، در این دنیا به رازهای عمیق و واقعیت هویت پی بردم.
بر گرمی بازار من آتش زدو افزود
از آتش من گرمی بازار حقیقت
هوش مصنوعی: من با شعلهور کردن آتش در بازار، بر گرمی و جنب و جوش آن افزودهام؛ و از آتش درون من، حقیقت به اوج گرمی و روشنایی میرسد.
در دیده پندار زنم خار که بشکفت
از باغ حقیقت گل بیخار حقیقت
هوش مصنوعی: من در تصورم تیغی را به گل تبدیل میکنم که از باغ واقعیت شکوفه کرده، در حالی که خود گل حقیقتی عاری از هیچگونه خاری است.
بی نقطه و بی خط نبود دایره موجود
دل نقطه و هستی خط پرگار حقیقت
هوش مصنوعی: دایرهای که شکل و نشانی ندارد، در واقع نماد وجود دل است. وجود دل همانند نقطهای است که خط پرگار حقیقت را تشکیل میدهد.
هم مرکز جمع آمد و هم دائره فرق
زین دایره بیرون نبود کار حقیقت
هوش مصنوعی: تمام وجود و حقیقت در یک مرکز جمع شده است و هیچ تفاوتی در دایره وجود ندارد؛ همه چیز در این دایره به یک حقیقت وابسته است و از آن خارج نیست.
معیار حقیقت بفنا بود و بهر سنگ
سنجید مرا دوست بمعیار حقیقت
هوش مصنوعی: دوست من با میزان واقعیات و حقیقتهای عمیق سنجش میکند و من را بر اساس همین معیار ارزیابی میکند، که این معیار نهایتاً به فنا و زوال میانجامد.
منصور صفت بانگ اناالحق نزدم فاش
تا بر نشدم بر زبر دار حقیقت
هوش مصنوعی: من در حالی که به حقیقت پی بردم، به طور علنی ندا زدم که من حق هستم؛ اما این سخن را فقط زمانی گفتم که بر دار حقیقت قرار گرفتم و از این دنیا رخت برخاستم.
از راه عدم برد بسر منزل هستی
ره گم نکند قافله سالار حقیقت
هوش مصنوعی: از طریق وجود نداشتن، به سوی منزل وجود حرکت کن، اما رهبر کاروان حقیقت هرگز راه خود را گم نخواهد کرد.
موسی بد و داود شد و زد بدل کوه
این زمزمه در پرده مزمار حقیقت
هوش مصنوعی: موسی و داوود نیکو بودند و به کوه زدم. این صدا و ندا در پس پردهای از حقیقت به گوش میرسد.
یک نقطه حقیقت شد و نازل شد و صاعد
قائل نتوان گشت بتکرار حقیقت
هوش مصنوعی: یک حقیقت به صورت نقطهای مشخص و روشن ظهور کرد و همزمان در حال صعود و نزول است. نمیتوان در بازگشت و تکرار آن حقیقت، نظراتی را مطرح کرد.
گو راه عدم گیر بخفاش که تابید
خورشید وجود از در و دیوار حقیقت
هوش مصنوعی: به دنبال نبودن و تاریکی برو، زیرا نور حقیقت از هر سوی وجود تابیده شده است.
دل خانه غیبست و زهر عیب مبراست
از صنعت سر پنجه معمار حقیقت
هوش مصنوعی: دل همچون خانهای است که از علم و شناختی نامحسوس پر شده و عیوب آن از خلق آثار هنری و تلاشهای عادی دور و پاک است.
پروانه من کیست که پر سوخت ز جبریل
این شعله که سر زد بدل از نار حقیقت
هوش مصنوعی: پروانه من چه کسی است که پرهایش از آتش عشق سوخته است؟ این شعلهای که از جبریل برخاست، نمادی از حقیقتی بسیار گرم و سوزان است.
در فقر بجوئید صفا را که ز شش سوی
پیداست درین مرحله آثار حقیقت
هوش مصنوعی: در فقر به دنبال صفا و پاکی باشید، زیرا در این مرحله از زندگی، نشانههای حقیقت از همه سو نمایان است.
خوابند حریفان تو اگر همدم مائی
باش ایدل سودا زده بیدار حقیقت
هوش مصنوعی: اگر رقیبان تو در خواب هستند، تو که با من هستی، از واقعیتهای زندگی آگاه و بیداری.