برگردان به زبان ساده
گویند روی یار بکس آشکار نیست
در چشم من که هیچ بجز روی یار نیست
هوش مصنوعی: میگویند چهره یار در برابر کسی مشخص نیست، اما در چشمان من تنها چهره یار وجود دارد و دیگر چیزی نمیبینم.
گویند در بهار دمد گل ولی مرا
گلهاست در نظر که یکی در بهار نیست
هوش مصنوعی: میگویند در بهار گلها میشکفند، اما برای من حتی در این فصل نیز گلها به چشم نمیآیند، چون یکی از آنها در بهار وجود ندارد.
خارست و گل بهر چمن و سینه مراست
گلهای دسته دسته که در دست خار نیست
هوش مصنوعی: خار و گل هر دو در کنار هم در باغ وجود دارند، اما در دل من تنها گلها هستند که اهمیت دارند و خارها جایی در قلب من ندارند.
ویرانه پیکری که نباشد خراب درد
بیچاره سینه ئی که بعشقش دچار نیست
هوش مصنوعی: ویرانهای که هیچ خرابی در آن نیست، مانند دلی است که در عشق دچار نشده و درد و رنجی را احساس نمیکند.
حشمت نگر که خیمه زنگاری فلک
جز بر ستون فقر و فنا استوار نیست
هوش مصنوعی: به دقت بنگر که عظمت آسمان تنها بر پایه فقر و زوال استوار است.
گر دل نبود دایره کن فکان نبود
بر غیر نقطه دائره ئی را مدار نیست
هوش مصنوعی: اگر دل وجود نداشته باشد، دایرهای شکل نمیگیرد و در نتیجه نقطهای به جز مرکز آن وجود نخواهد داشت. بنابراین، راهی برای شکلگیری دایره وجود ندارد.
صبحست و نو بهار و بجام نگار می
بیدار شو که نوبت خواب و خمار نیست
هوش مصنوعی: صبح فرا رسیده و بهاری نو آغاز شده است، ای محبوبم، بیدار شو! حال وقت خواب و کسالت نیست و باید از زیباییهای زندگی بهرهمند شوی.
ابرست در ترشح و بادست مشک بیز
دیوانه است هر که ز می هوشیار نیست
هوش مصنوعی: ابر در حال بارش و باد چون مشکی است که بوی خوش میدهد. هر کسی که تحت تأثیر باده است و هوشیار نیست، دیوانه به نظر میرسد.
بی بوس و بی کنار بود یار یار من
در سینه است حاجب بوس و کنار نیست
هوش مصنوعی: یارم در قلبم هست، اما بدون هیچ بوسه و نزدیکی. او را در وجودم حس میکنم، ولی هیچ علامتی از عشق و نزدیکی وجود ندارد.
در سینه است و در سر و در دیده است و دل
جائی که نیست نیست گه انتظار نیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عشق یا احساس عمیق در درون انسان وجود دارد، در قلب، فکر و چشم او، اما به جایی که این احساسات به وجود میآیند، نیازی به انتظار نیست. این نشاندهندهی عمق و قوت این احساسات است و اینکه آنها همیشه در وجود انسان حضور دارند.
از شش جهه گرفته سر راه سیر ما
ما را ز دست عشق تو پای فرار نیست
هوش مصنوعی: عشق تو در تمام مسیر زندگیام مانع فرار من شده است و من از همه طرف محاصرهام.
از رفرف عروج مقامات سیر دل
مغزی پیاده است که بر می سوار نیست
هوش مصنوعی: دلهایی که در مسیر صعود به مقامات بالا قرار دارند، مانند پرندهای هستند که بر روی بالها پرواز میکند، اما این دلها به اوج نمیرسند و تنها در زمین با ذهن خود سیر میکنند.
بر عرش وحدتست بتحقیق اهل سیر
سر صفا که بسته این هفت و چار نیست
هوش مصنوعی: در بالای عرش، حقیقتاً جایگاه کسانی است که به سفر روحانی رفتهاند و در صفای باطن خود غوطهورند. اینجا نشاندهنده این مطلب است که هیچگونه محدودیتی در این مسیر وجود ندارد و هیچ تعداد مشخصی نمیتواند آن را محدود کند.